شهید چمران

شهید مصطفی چمران ، متولد ۱۳۱۱ تهران، خیابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولک.در مدرسه انتصاریه، نزدیک پامنار، آغاز به تحصیل  کرد و در دارالفنون و دبیرستان البرز دوران متوسطه را گذراند.در دانشکده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۳۶ در رشته الکترومکانیک فارغ ‏التحصیل شد و یک‏سال را نیز به تدریس در دانشکده فنی پرداخت.

در سال ۱۳۳۷ با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریکا اعزام شد و پس از تحقیقات‏ علمی در جمع معروف‏ترین دانشمندان جهان در دانشگاه کالیفرنیا و معتبرترین دانشگاه آمریکا –برکلی- با ممتازترین درجه علمی موفق به اخذ دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما گردید.

همکاری بعضی از دوستانش، برای اولین‏ بار انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا را پایه‏ریزی کرد و از مؤسسین انجمن دانشجویان ایرانی در کالیفرنیا و از فعالین انجمن دانشجویان ایرانی در آمریکا به شمار می‏رفت که به دلیل این فعالیت‏ها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی دولت وقت (رژیم شاه) قطع می‏‌شود.

وی پس از قیام خونین ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ و سرکوب ظاهری مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام‏ خمینی(ره) دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت‏ ساز می‏ زند و همه پل‏ها را پشت‏سر خود خراب می ‏کند و به همراه بعضی از دوستان مؤمن و هم‏فکر، رهسپار مصر می‏شود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر،‌ سخت‏ترین دوره‏های چریکی و جنگ‏های پارتیزانی را می‏آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته می‏شود و فوراً مسئولیت تعلیم چریکی مبارزان ایرانی به عهده او گذارده می‏ شود.

فعالیت در لبنـان:

بعد از وفات عبدالناصر، ایجاد پایگاه چریکی مستقل،ضرورت پیدا می‏کند و لذا دکتر چمران رهسپار لبنان می‏شود تا چنین پایگاهی را تأسیس کند.

شهید چمران

او به کمک امام موسی‏ صدر، رهبر شیعیان لبنان، حرکت محرومین و سپس جناح نظامی آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مبانی اسلامی پی‏ریزی نموده.

و اما لبنان:

همکاری شهید چمران و امام موسی صدر در لبنان، منشأ آثار پربرکتی در این کشور بوده است؛ آشنایی این دو چهره مهم در تاریخ معاصر لبنان، خود داستانی دارد چرا که در بدو ورود شهید چمران به دلیل مخالفت برخی نزدیکان امام موسی صدر، نزدیکی آن‌ها میسر نشد تا اینکه با سفر مرحوم سیدصادق طباطبایی به لبنان این فرصت فراهم شد.

به نقل از سیدصادق طباطبایی در سفری که امام موسی صدر به اروپا داشتند، توضیحاتی درباره مؤسسات مختلفی که ‏‎ ‎‏دایر کرده بودند، دادند و اظهار داشتند برای مدیریت مؤسسه جبل عامل نیاز به نیروی‎ ‎‏انسانی دارند که هم کاردان و برخوردار از شأن علمی ‌بالا باشد و هم در مدیریت ‏‎ ‎‏تخصصی داشته و هم به لحاظ سیاسی و اجتماعی و اعتقادی دارای انگیزه و دانش‎ ‎‏مذهبی بوده و البته به لحاظ مشی سیاسی ضد رژیم و به قول ایشان از تیر و طائفه ‏‎ ‎‏خودمان باشد. ما هم در میان دوستان ارزیابی کردیم و خصوصیات مورد نظر آقای ‏‎صدر را در دکتر چمران یافتیم و به او اطلاع دادیم. ایشان به همراه همسر و بچه‌هایش‎ ‎‏سفری به آلمان کرد و به منزل ما آمد، (من در آن زمان در دانشگاه آخن بودم و هنوز ‏فارغ‌التحصیل نشده بودم) و پس از آن به لبنان رفت. البته کمی‏‎ ‎‏‌طول کشید تا آقای صدر ‎و دکتر چمران شیفته هم شدند. چمران به صورت موقت آمده بود تا اوضاع را بررسی‎ ‎‏کند و پس از آن به آمریکا برگردد و به کار خانواده‌اش سر و سامان دهد تا برای همیشه‎ ‎‏در لبنان بماند. او در آمریکا در دانشگاه برکلی موقعیت بسیار برجسته‌ای داشت و یکی ‏‎ ‎‏از افتخارات علوم جدید در رشته الکترونیک و تحقیقات فضایی و از مغزهای متفکر ‏‎ناسا به حساب می‌آمد، با این همه آمدن او به لبنان همان و ماندن ایشان در این کشور ‎‏همان! یعنی حتی برای رسیدگی به کارهایش به آمریکا بازنگشت. مدیریت دکتر ‏ ‎‏چمران و تلاش او در رشد و تربیت نوجوانان لبنانی خیلی مؤثر بود. ابتدا زبان عربی‎ ‎‏نمی‌دانست و به ویژه برای آموزش مطالب علمی‏‎ ‎‏‌مشکل داشت،‏ اما خیلی زود زبان ‏‏عربی را آموخت و بر امور مسلط شد.‏

رفتار برخی از اطرافیان امام موسی صدر با شهید دکتر چمران

‏‏از آنجا که دکتر چمران در مجموعه کادر آقای صدر فعالیت داشت، مورد حمله ‏‎ ‎‏حاسدان و کینه‌توزان قرار داشت. پیش از اینکه دکتر چمران به لبنان بیاید و سرپرستی ‏‎ ‎‏موسسه جبل عامل را عهده‌دار شود، آقای محمد صالح حسینی مسئول آنجا بود. ‎‏دوستان آقای صدر به ایشان تذکر داده بودند که این فرد با اینکه در تشکیلات متعلق به ‏‎ ‎‏شما کار می‌کند و از شما حقوق می‌گیرد، اما اعتقادی به شما ندارد و علیه شما دیگران ‏‎را تحریک می‌کند، و یا فلسطینی‌های مخالف شما را اینجا می‌آورد. آقای صدر تلاش ‏‎ ‎‏می‌کردند مدارا کنند و می‌گفتند اگر کارش را خوب انجام دهد، مهم نیست اخلاص و ‏‎ ‎‏اعتقاد به من نداشته باشد، مهم این است که این سازمان اداره شود.‏

شهید چمران

‏‏سرانجام دکتر چمران تصدی م‏‏ؤسسه جبل عامل را عهده‌دار شد. پس از مدتی ‏‎ ‎‏احساس کرد با این آقا نمی‌تواند کار کند، لذا او از آنجا رفت. آقای جلال‌الدین فارسی ‏‎‎‏این موضوع را به عنوان وابستگی آقای صدر به امپریالیسم و صهیونیسم می‌داند. یکی از ‏‎ ‎‏انگیزه‌های تبلیغات منفی علیه دکتر چمران و آقای صدر این مس‏‏ا‏‏له بود. دکتر چمران در ‏‎ ‎‏نامه‌هایی که به من می‌نوشت به بسیاری از این شبهه‌افکنی‌ها پاسخ داده است. من تعداد ۱۳ نامه را در اختیار مرحوم آقای علی حجتی کرمانی قرار دادم که در کتاب لبنان به ‏‎ ‎‏روایت دکتر چمران و امام موسی صدر چاپ شده است‎‏.‏

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران:

دکتر چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، بعد از ۲۳ سال هجرت، به وطن باز می‏گردد. همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می‏گذارد؛ در شغل معاونت نخست ‏وزیر در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می‏اندازد تا سریع‏تر مسئله کردستان را بر طرف کند.

کتر چمران در آن زمان معاون نخست وزیر در امور انقلاب بود و مسائل انقلابی را پیگیری می کرد. قبل از اینکه شهید چمران به کردستان برود همراه با شهید فلاحی به «سرو» رفتند و با کمک نیرهای مردمی و لشکر ۶۴ ارومیه گروه هایی که از خاک ترکیه به ما حمله کرده بودند، را شکست دادند.

زمانی که حادثه مریوان به وقوه پیوست شهید چمران برای بررسی اوضاع به مریوان سفر کرد و حدود یک هفته ای در آنجا بود. هدف شهید چمران از سفر به مریوان جنگ نبود و هیچگونه نیرویی هم وی را همراهی نمی کرد.

در شهر مریوان شهید چمران با بزرگان شهر جلسات متعددی برگزار کرد تا خواسته های گروه های ضد انقلاب را بشنود، یکی از خواسته های آن ها خروج نیروهای مسلح از کردستان بود. پس از جلسات متعدد مقرر شد امنیت شهر را شهربانی برقرار کند و سپاه و ارتش به پادگان ها منتقل شوند.

درباره اوضاع شهر پاوه به هیئت دولت تلگراف های تند و شدید ارسال شد و در جلسه هیئت دولت تصمیم بر این شد که بررسی این موضوع به شهید چمران سپرده شود؛ شهید چمران به همراه شهید فلاحی و ابوشریف فرمانده سپاه وقت به سمت کرمانشاه حرکت کردند. پس از بررسی وضعیت پاوه شهید چمران به همراه شهید فلاحی برای مقابله با گروه‎های ضد انقلاب با هلی کوپتر عازم پاوه شدند.

ابوشریف برای جمع آوری نیرو در کرمانشاه ماند و پس از آن هم شهید فلاحی به اصرار شهید چمران برای کمک به جمع آوری نیرو به کرمانشاه باز می گردد اما متاسفانه هر چه تلاش می کنند نمی توانند نیرویی سازماندهی کنند.

شهید چمران در کتاب کردستان آورده است که با توجه به تسلط ضد انقلاب به شهر پاوه چند ساعتی طول می کشد تا خودش را به خانه پاسداران پاوه برساند.

گروه های ضد انقلاب برای تضعیف روحیه مردم و پاسدارانی که در شهر پاوه بودند به بیمارستان شهر پاوه حمله می کنند و زخمی ها را روی زمین می کشند و آن ها را در حیاط بیمارستان به رگبار می بندند.

به نقل از مهدی چمران برادر شهید مصطفی چمران پس از مقاومت های زیادی که صورت گرفت شب فرا رسید و شهید چمران برای ژاندارم ها و پاسدارانی که زنده مانده بودند سخنرانی می کند و همه با هم قسم می خورند که تا آخر ایستادگی کنند.

تنها کسی که با بیرون ارتباط داشت بیسیم چی بود که در خانه پاسدارن پاوه مستقر بود و تمام حوادث را با بیسیم به دفتر نخست وزیری که من در آنجا حضور داشتم مخابره می کرد.

پس از تلاش های صورت گرفته در دفتر نخست وزیری ۶۰ نفر از تیپ نوهد جمع شدند اما به دلیل تاریکی و نبود هواپیما نمی شد آن ها را از تهران به کرمانشاه اعزام کنیم. عصر بود که «حاج احمد آقا» آمد در دفتر نخست وزیری و در خصوص اوضاع پاوه برای او توضیحاتی دادم و ایشان رفتند. حدود ساعت ۱۲ شب بود که از طریق یکی از رسانه های خارجی اعلام شد دکتر چمران در شهر پاوه شهید شده است. پس از پخش این خبر با تلفن گراف به دفتر حاج احمد آقا تماس گرفتم و با بغض و اشک حرف های تندی به حاج احمد زدم. پس از آن بود که حاج احمد آقا نیمه های شب به دیدار امام رفتند و همه این موضوعات را برای امام تعریف کردند و امام نیمه های شب آن پیام تاریخی را صادر کردند و ساعت هفت صبح از رادیو پخش شد.

اولین باری که امام خودش را به عنوان «فرمانده کل قوا» خطاب کردند در همین پیام بود و دستور داد نیروهای مسلح بدون اجازه رده های بالاتر با توپ ها و تجهیزات خودشان به سمت پاوه حرکت کنند.

پس از پیام تاریخی امام شهید چمران در کتاب کردستان آورده است این پیام ترس و رعب در دل دشمن انداخت و گروه های ضد انقلاب عقب نشینی کردند.  مهم ترین موضوعی که شهید چمران در پاوه به آن اشاره می کند موضوع مقاومت است و می نویسد که بزرگترین و رمز پیروزی در پاوه مقاومت نیروها بود.

دکتر چمران بعد از این پیروزی بی‏‌نظیر به تهران فرخوانده شد و به وزارت دفاع منصوب شد. در پست جدید، برای تغییر و تحول ارتش از یک نظام طاغوتی به یک سلسله برنامه‏‌های وسیع بنیادی دست زد که پیاده کردن برنامه‏‌های اصلاحی از این قبیل است تا ارتشی به وجود آید که پاسدار انقلاب و امنیت استقلال کشور باشد و رسالت مقدس اسلامی ما را به سرمنزل مقصود برساند.

مصطفی چمران در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی، بخصوص در ارتش، حداکثر سعی و تلاش خود را بکند تا ساختار گذشته ارتش به نظامی انقلابی و شایسته ارتش اسلامی تبدیل شود.

وی سپس به نمایندگی رهبر کبیر انقلاب اسلامی در شورای عالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا بطور مرتب گزارش کار ارتش را ارائه کند.

در خوزستان گروهی از رزمندگان داوطلب، به گِرد او جمع شدند و او با تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگ‏‌های نامنظم را در اهواز تشکیل داد. این گروه به مرور قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد.

به کمک واحد جنگ های نامنظم ، جاده‏‌های نظامی به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ‏‌های آب در کنار رود کارون و احداث یک کانال به طول حدود ۲۰ کیلومتر و عرض یک متر در مدتی حدود یک‏ماه، آب کارون را به طرف تانک‏‌های دشمن روانه ساخت، به طوری که آن‌ها مجبور شدند چند کیلومتر عقب‏‌نشینی کنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند و با این عمل فکر تسخیر اهواز را برای همیشه از سر به دور دارند.

مردی که نه چپی‌ها نه راستی‌ها او را قبول نداشتند/ چمران چگونه زیست و آسمانی شد؟

یکی دیگر از کارهای مهم و اساسی شهید چمران از همان روزهای اول، ایجاد هماهنگی بین ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود که در منطقه حضور داشتند. بازده این حرکت و شیوه جنگ مردمی و هماهنگی کامل بین نیروهای موجود، تاکتیک تقریباً جدید جنگی بود؛ چیزی که ابرقدرت‏‌ها قبلاً فکر آن را نکرده بودند. متأسفانه این هماهنگی در خرمشهر بوجود نیامد و نیروهای مردمی تنها ماندند. او تصمیم داشت به خرمشهر نیز برود، ولی به علت عدم وجود فرماندهی مشخص در آنجا و خطر سقوط جدی اهواز، موفق نشد، ولی چندین‏‌بار نیروهایی بین ۲۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر را سازماندهی کرده و به خرمشهر فرستاد و آنان به کمک دیگر برادران مقاوم خود توانستند در جنگی نابرابر مقابل حملات پیاپی دشمن تا مدت‌‏‌ها مقاومت کنند.

اختراعاتی از مغر متفکر جنگ

یکی از رزمندگان در دوران شهید چمران خورشیدی ها را یکی از خلاقیت های شهید چمران برای جنگ دانسته و می گوید: کارخانه فولادسازی اهواز پر از آهن بود و عراقی‏ ها تا نزدیکی آنجا آمده بودند؛ آقای چمران دستور داد بچه‏ ها آهن‏ها را به طول‏ ۱۸۰ سانت ببرند و یک گروه صد نفره برای این کار تشکیل داد. بچه‏ های بسیجی و رزمنده، آهن‏ها را به طور خاصی به هم جوش می ‏دادند و پنج شاخه ‏ای‏ ساخته می‏ شد که به آن خورشیدی می‏ گفتند. بچه ‏ها شاید بین ۳۰ تا ۵۰ هزار خورشیدی درست‏ کردند و آنها را در مسیری ۱۵ کیلومتری در محل‏ عبور تانک‏ های عراقی در راه سوسنگرد به اهواز قرار دادند،جایی که عراقی‏ها از آنجا خیلی فشار می ‏آوردند.
با این ابتکار ساده آقای چمران راه‏ عراقی‏ ها بسته شد و دیگر نتوانستند از آن راه جلو بیایند. این خورشیدی‏ ها در شنی تانک‏ ها فرو می‏ رفتند و بدون انفجار آنها را زمین‏ گیر می‏ کردند.

قوطی کنسروهایی که بعثی ها را فریب داد

همرزم شهید چمران یکی دیگر از ابتکارات شهید را اینگونه بیان می کند: یک وقت هم شهید چمران دستور داد ۳۰۰ یا ۴۰۰ چوب الوار بلند، از همان الوارهای‏ بنایی تهیه کردیم و از بچه ‏ها خواست که‏ قوطی ‏های خالی کمپوت و کنسرو را هم جمع کنند و بعد در آنها کمی روغن سوخته و کاه ریختند و دستور داد روی هر کدام از تخته‏ ها چند تا از این‏ قوطی‏ها را نصب کردند. غروب که می‏شد فتیله‏ این قوطی‏ها را روشن می‏کردند و الوارها را با فاصله روی رودخانه کارون می‏ریختند. دشمن که‏ از دور، آتش و دود روی این الوارها را می‏دید، تصور می‏کرد که نیروی عظیمی از روی رود کارون‏ به سمت آنها می‏رود. باور کنید تا دشمن فهمید که‏ اینها در واقع چیست،نزدیک به دو ماه که این‏ تکنیک برپا بود ، هر چه گلوله داشت توی کارون‏ ریخت!».

ماجرای ساخت خمپاره ۶۰
برادر دکتر چمران در خاطره ای از شهید چمران می گوید: دکتر چمران از آغاز جنگ تحمیلی به فکر ساخت تجهیزات نظامی بود. یک شب یکی از مهندسین سازمان تحقیقات علمی، نظامی صنایع دفاع با معرفی‌نامه مرحوم مهدوی کنی نزد دکتر آمد و گفت: من در وزارت صنایع فعالیت می‌کنم و تجهیزات مورد نیازی که نداریم را می‌سازم. نخستین بار چراغ‌های کنار باند فرودگاه و چند نمونه دیگر را ساخت و تحویل داد. دکتر چمران بسیار از این کار استقبال کرد و این بار یک خمپاره ۶۰ به او داد تا آن را بسازد.

مهندس مدتی را از دکتر چمران فرصت خواست تا بر روی آن مطالعه کند. فردای آن روز آمد و گفت مقداری از وسایل تشکیل دهنده خمپاره مانند لوله استیل را نداریم. این لوله با شلیک صد گلوله گشاد می‌شود و دیگر دقیق کار نمی‌کند. دکتر راه حلی برای این مشکل به او داد و گفت: به کارخانه لوله سازی اهواز برو و مقداری از لوله های معمولی استیل بگیر و از آن استفاده کن و پس از هر ده گلوله آن را جابجا کن. پس از آن نیز هر بار که در ساخت خمپاره به مشکل برمی‌خورد نزد دکتر می‌آمد و راه حل آن را می‌پرسید. مدتی بعد نیز آن شخص ۲۰ خمپاره ۶۰ ساخت و ما آن را برای استفاده به جبهه بردیم.

ماجرای ساخت ماشین شنی توسط شهید چمران چه بود؟

مدتی پس از آغاز جنگ عده ای از رزمندگان نزد شهید چمران آمده و به او گفتند جنس زمین تپه های الله اکبر رملی است و راه رفتن در آنجا دشوار است به گونه ای که حتی تا زانو در آن فرو می‌رویم و با هیچ وسیله‌ای نیز امکان تردد و جابجایی مهمات و نیرو وجود ندارد. عده ای از رزمندگان برای جلوگیری از حمله عراقی ها در آن منطقه مستقر شده بودند. زیرا اگر رژیم بعث حمله می کرد و به جاده اهواز – اندیشمک می‌رسید، اهواز محاصره می‌شد.

شهید چمران

دکتر به آنها گفت بروید شتر اجاره کنید اما حمل و نقل مهمات با شتر نیز سخت بود. حتی با قاطر نیز این اتفاق نیافتاد. در نهایت رزمندگان خودشان مهمات را جابه جا کردند. پس از مدتی به این نتیجه رسیدند فقط با ماشین‌های شنی دار می توان جا به جایی کرد.

آن زمان جیپ لندرور، آهو و سیمرغ داشتیم و هنوز خبری از لنکروز نبود. دکتر به آنها گفت: چرخ‌های ماشین را دوبل کنید تا سطح اتکای آن بیشتر شود. اما فایده نداشت و نهایتاً یک تسمه نقاله روی چرخ ها کشیدند تا سطح اتکا بالا رفته و ماشین در رمل‌ها فرو نرود. این شیوه تقریبا خوب بود هر چند در هنگام دور زدن تسمه نقاله از چرخ جدا می‌شد.

دکتر طرح دیگری ارائه داد و گفت: داخل چرخ را به شکل خورشیدی سوراخ کنید تا دنده های خورشیدی در تسمه نقاله بیافتد و مانع از افتادن تسمه ها شود. چیزی تقریبا شبیه شنی تانک و یا کمی ساده تر. ما این کار را انجام دادیم و نخستین بار خودم این ماشین شنی را آزمایش کردم.

پس از مدتی برای تکمیل این طرح اتاق زرهی به آن اضافه کردیم به گونه ای که آن ماشین به نفربر زرهی تبدیل شد و بعدها نیز اعضای سپاه آن طرح را تکمیل کردند. اما به هر حال طرح اصلی که از سوی شهید چمران ارائه شده بود مبانی مطالعاتی این طرح تکمیلی بود.

طرح اولیه پل خیبر را چه کسانی ساختند؟
یکی از همرزمان شهید چمران می گوید: یکی از مشکلات ما در بدو ورود به سوسنگرد، عدم وجود پل بود که البته بعد از مدتی متوجه شدیم ساکنان بومی آنجا با استفاده از بشکه، پل درست کرده اند. هرچند آن پل را که به «پل خیبر» معروف است امروزه همه به نام شهید چمران می شناسند اما واقعیت این است که آن را ساکنان سوسنگرد ساخته بودند.

البته آن پل چندان کارآیی نداشت و فقط یک نفر آدم می توانست از آن رد شود. برای استفاده بهتر از این پل، شهید چمران تصمیم به ارتقای آن گرفت. شیوه آن نیز به این صورت بود که از شش تیوپ‌ تراکتور و چوب های چهار تراش استفاده می کردیم. تیوپ ها را کنار هم می گذاشتیم و با طناب بهم می بستیم و روی آن چوب های چهارتراش می گذاشتیم و با طناب آن را می بستیم. روی آن هم الوار می گذاشتیم و با طناب به این چوب های چهار تراش می بستیم که این پل قابلیت عبور ماشین از آن را داشت.

دنبال نبرد بیست و هشتم صفر (پانزدهم دی‏ماه ۵۹) که منجر به شکست قسمتی از نیروهای خودی شد و فاجعه هویزه به بار آمد، دیگر تاب نشستن نیاورد. تعدادی از رزمندگان را از جبهه «فرسیه» انتخاب کرد و با چند فروند هلی‌کوپتر که خود فرماندهی آن‌ها را بر عهده داشت، با همان چوب زیربغل دست به عملی بی‏‌سابقه زد. او آماده حمله به نیروهای پشت جبهه و تدارکاتی دشمن در جاده جفیر به طلائیه شد، اما به خاطر آتش شدید دشمن، هلیکوپترها نتوانستند از سد آتش آن‌ها از منطقه هویزه بگذرند و حمله هوایی دشمن هلیکوپترها را مجبور به بازگشت کرد.

دکتر چمران از سکون و عدم تحرکی که در جبهه‏‌ها وجود داشت دائماً رنج می‏‌برد و تلاش می‏‌کرد که با ارائه پیشنهادات و برنامه‏‌های ابتکاری حرکتی بوجود آورد و اغلب این حرکت‌‏‌ها را توسط رزمندگان شجاع و جان‏ برکف ستاد نیز عملی ساخت. او اصرار داشت که هرچه زودتر به تپه‏‌های الله‏‌اکبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه که نزدیکی مرز است، رساند تا ارتباط شمالی و جنوبی نیروهای عراقی و مرز پیوسته آنان قطع شود. بالاخره در روز ۳۱ اردیبهشت ماه سال ۶۰، با یک حمله هماهنگ و برق‏‌آسا، ارتفاعات الله‏‌اکبر فتح شد و پس از پیروزی سوسنگرد، بزرگترین پیروزی تا آن زمان بود.

چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمره اولین کسانی بود که پای به ارتفاعات الله‌‏اکبر گذاشت؛

نحوه شهادت و عروج شهید چمران
در سی ام خرداد ماه ۱۳۶۰ یعنی یک ماه پس از پیروزی ارتفاعات الله اکبر، چمران در جلسه فوق العاده شورای عالی دفاع در اهواز با حضور مرحوم آیت الله اشراقی شرکت و از عدم تحرک و سکون نیروهاانتقاد کرد و پیشنهاد های نظامی خود را از جمله حمله به بستان را ارائه داد. این آخرین جلسه شورای عالی دفاع بود که در آن شرکت داشت.

در سحر گاه سی و یکم خرداد ۱۳۶۰ ، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید. شهید چمران، یکی دیگر از فرماندهانش را احضار کرد و خود، او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی کند.

بطرف سوسنگرد به راه افتاد و در بین راه مرحوم آیت الله اشراقی و شهید تیمسار فلاحی را ملاقات کرد. برای آخرین بار همدیگر را دیدند وبه حرکت ادامه دادند.
چمران همه رزمندگان را در کانالی پشت دهلاویه جمع کرد، شهادت فرمانده شان را به آنها تبریک و تسلیت گفت و طی صحبت هایی با رزمندگان بیان داشت:«خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگرخدا ما را هم دوست داشته باشد، می برد.»
در نهایت شهید والا مقام مصطفی چمران به منظور بازرسی در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ در پشت نزدیکترین خاکریز درمقابل نیروهای عراقی قرارگرفت.ناگهان خمپاره ای در نزدیکی او منفجر شد و وی از ناحیه پشت سر مورد اصابت ترکش قرار گرفت و در منطقه ی دهلاویه به مقام رفیع شهادت نایل آمد.

شهید مصطفی چمران را شاید بتوان یکی از کم نظیرترین مردان جنگ و جبهه دانست. عارف وارسته ی نابغه ی علم فیزیک و چریک پیر جبهه های ایران و لبنان کمترین لقبی است که به وزیر دفاع وقت جمهوری اسلامی ایران می توان داد. نام و آوازه ی این شهید بزرگ نه تنها در ایران که با حضور پر ثمرش در کشورهایی همچون لبنان هنوز هم قابل شنیدن است. مردم لبنان هنوز یاد دوران حضور شهید چمران در این کشور و مبارزات این مجاهد را گرامی می دارند.

پیکر مطهر شهید چمران سه روز بعد از شهادتش  در قطعه ۲۴ بهشت زهرا(س) تهران جایی که محل دفن بسیاری از فرماندهان دوران دفاع مقدس است به خاک سپرده شد و تصویر زیبای پرچم جمهوری اسلامی ایران بر روی سنگ مزارش نقش بست.

سنگ مزار شهید چمرانمقام معظم رهبری در دیدار با دانشگاهیان می فرمایند که اساتید بسیجی باید ویژگی‌های شهید چمران را داشته باشند. ایشان شهید چمران را الگوی کامل برای اساتید معرفی کردند.

شهید چمران ویژگی‌های معنوی بسیار بالایی داشت، از دست‌گیری از مستضعفان در نقاط مختلف جهان گرفته تا حضور در جبهه های نبرد علیه باطل و استکبار.

شهید چمران برای دفاع از منافع قشر ضعیف جامعه از جان‌ خویش مایه گذاشت خدماتی که این شهید والامقام از خود به جای گذاشت، ستودنی است.

با اینکه بسیاری از دانشگاه‌های معتبر دنیا خواستار حضور دکتر چمران در دانشگاه های خود بودند این شهید تمام تعلقات دنیوی را کنار گذاشت و در کنار مظلومان لبنان ماند و شهامت‌هایی را از خود در آنجا به یادگار گذاشت که زبان زد همگان است.

خلاصه ای از بیوگرافی

نام و نام خانوادگی:شهید مصطفی چمران

سن:۴۹ سال

سمت:عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران ،نماینده مجلس شورای اسلامی دورهٔ نخست،وزیر دفاع ملی،معاون امور انقلاب نخست‌وزیر ایران،نقش موثر در تشکیل جنبش امل،بنیان گذار ستاد جنگ‌ های نامنظم،ایجاد هماهنگی بین نیروهای ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی

محل شهادت:دهلاویه

تاریخ شهادت:۳۱ خرداد ۱۳۶۰

مزار:قطعه ۲۴ بهشت زهرا با سنگ مزار منقش به پرچم ایران


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید