بدهکاری به نسل آینده و ناگفته های خط فقر!

به تحلیل یزدان حیدری، از مدیران اقتصادی کشور

به گزارش صدانیوز،مساله افرایش خط فقر در کشور، با توجه به وضعیت تولید در ایران، موضوعی بود که در خصوص آن با یزدان حیدری، از مدیران اقتصادی کشور، دانش آموخته صنایع لاستیک از کشور ژاپن و آلمان و رشته شیمی از دانشگاه تهران، به گفت و‌گو نشستیم.

حیدری برای نخستین بار خط تولید نوارهای آب بندی با تکنولوژی ترموپلاستیک را راه اندازی کرده است. او اذعان دارد که مسایل اقتصادی و آماری را در نسبت با اوضاع تولید رصد می کند و درباره وضعیت خط فقر در ایران حرف هایی دارد. این گفت و گو را بخوانید:
آقای حیدری از نگاه شما چرا خط فقر در ایران بیشتر شده؟

ما به لحاظ تولید رشد خوب و درخشانی نسبت به قبل از انقلاب داشتیم، ولی مساله این است که می گویند وقتی تولید رشد بکند، خط فقر باید پایین بیاید. برای مثال قبل از انقلاب ما ۳ میلیون تن تولید محصولات پتروشیمی داشتیم، ولی در سال ۹۸ ، تولید پتروشیمی ما به ۶۸ میلیون تن رسید و در برنامه داریم تا سال ۱۴۰۴ به ۱۳۰ میلیون تن برسد. همچنین صادرات پتروشیمی ما هم حدود ۱۰ میلیارد دلار بوده است. چون در حال حاضر پتروشیمی و میعانات گازی دارند جور نفت را می کشند. در فولاد هم به همین ترتیب است؛ این در حالی است که قبل از انقلاب فقط واردات داشتیم. در سیمان هم حدود ۶۰ میلیون تولید وجود دارد که ۲۵ میلیون آن قابل صادرات است؛ در صورتی که ظرفیت ما ۸۷ میلیون تن است، ولی ما قبل از انقلاب سیمان، پتروشیمی و هم صنایع دیگر را وارد می کردیم

بله و برق هم جزو صادرات شده…

بله. برق هم همین طور . در زمینه لاستیک هم به همین شکل..در تایر ما ۵ کارخانه تایر سازی داشتیم، و در حال حاضر ۱۰ کارخانه تایر داریم و یک کارخانه تایر سازی ما معادل ۵ کارخانه تایرسازی قبل انقلاب تولید دارد و حتی با کیفیت خوب و بهتر از اجناس چینی.البته در کشاورزی هم اوضاع به همین منوال بود. در قبل از انقلاب ما ۲/۵ میلیون تن تولید شیر داشتیم، ولی در حال حاضر یازده میلیون تن شیر تولید می کنیم..در تولید مرغ و تخم مرغ هم تولیدات نسبت به قبل انقلاب به همین صورت افزایش پیدا کرد و درآمدهای ارزی نیز به افزایش رسید..

البته افزایش تولید در کشور به مرور زمان هم مرتبط بوده و این مساله در تولید بی تاثیر نیست، درسته ؟

بله کاملا درست است.. زمان هم بی تاثیر نیست.. از سوی دیگر درآمدهای ارزی نیز به طرز باورنکردنی اضافه شد؛ به طوری که در دوره آقای احمدی نژاد، ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد ارزی داشتیم. خب چنین درآمدی با این تولید باید خط فقر را در جامعه پایین می آورد. در حال حاضر ولی ما مانند شوروی دهه ۸۰ ، که ۸۰ درصد فولاد، ۷۸ درصد سیمان، ۴۲ درصد نفت، ۵۵ درصد کود شیمیایی و ۵ برابر امریکا تراکتور تولید می کرد، هستیم،، ولی هیچکدام مورد رفاه مردم نشد؛ و چرا نشد؟ عده ای می گویند به دلیل صرف هزینه ها در صنایع نظامی یا فضایی که اولین ماهواره را آنها به ماه فرستادند..یک عده هم گفتند که از تکنولوژی های نو ، با ارزش افزوده استفاده نکردند که در واقع باید گفت همه ما دچار بخشی از این مشکلات شدیم و مانند مالزی یا ترکیه از تکنولوژی های نو استفاده نکردیم؛ در صورتی که مالزی حدود ۴۰ سال پیش، ۴۰ درصد زیر خط فقر بود و در حال حاضر ۲ درصد هست و در ترکیه هم که همه می دانند خط فقر کاهش پیدا کرده است.

پس چه اتفافی در کشور ما افتاد که نتوانستیم خط فقر را کاهش دهیم ؟

البته می توانیم مقایسه کنیم حالتی را که به عنوان مثال من مدیر یک واحد در سال ۱۳۵۵ بودم، حقوق یک کارشناس ۳ هزار تومان بود که می توانست با ۱۰ ماه حقوقش یک پیکان بخرد. امروز هم به همان کارشناس در شروع استخدام ۳ میلیون تومان اگر بدهم، آیا می تواند با ۴۰ ماه حقوق یک سمند به طور مثال از بازار بخرد؟ دولت مقصر است که چرا قیمت سمند در کارخانه ۶۶ میلیون است و خریدار در بازار ۶۰ میلیون می خرد؟و از سویی تولید کننده ای مانند من که سمند تولید می کنم، متضرر شوم. این موضوع درباره فولاد با قیمت اجباری که تعیین می کنند و خیلی کالاهای دیگر نیز صدق می کند. دولت نمی تواند جنس را ارزان برساند؛ یا به طور مثال من آپارتمانم را در خیابان ظفر ، متری ۵ هزار تومان خریدم و حالا همان آپارتمان متری ۳۰ میلیون تومان یعنی ۶ هزار برابر شده است، ولی حقوق کارشناس ۳ هزار و ۳ میلیون تومانی، هزار برابر شده و این مساله در همه امور به همین منوال است.

فکر می کنید مهم ترین نتیجه مان از این بحث چیست؟

این که وظیفه اقتصاد دانان است که ریشه ها را بکاوند، ولی یکی از عوامل مهم در بوجود آمدن چنین وضعیتی دولتی بودن اقتصاد است.

و دولتی بودن یعنی مدیریت ممکن است خوب نباشد؟

در ۱۰۰ شرکت برتری که اعلام کردند، ۷۸ شرکت دولتی بوده و ۱۳ شرکت خصوصی داشتیم؛ مثلا« شستا» که ۱۸۰ شرکت است، دولتی است و‌ در ۱۵ سال گذشته ۱۰ مدیر عامل عوض کرده..

پس دولتی بودن را یکی از عوامل می دانید ؟

بله یکی از عوامل مهم می بینم

ولی شرکت شما که دولتی نیست ؟

بله، ولی با دولتی ها کار می کنیم؛ به همین علت مطالبات معوق ما ۸ ماه است

ولی سایپا و ایران‌خودرو فروشش را جلو و پیش می گیرد…

در هر حال صورت وضعیت این گونه است

با جمع بندی بیشتر گفته های شما می توان گفت یکی از عوامل افزایش خط فقر اقتصاد های دولتی بوده؟

بله و دیگر آنکه ما اولویت صنعتی مشخص نکردیم؛ مثلا کشور کره گفت خودروسازی، لوازم خانگی و وسایل الکترونیکی، ولی ما فقط موافقت اصولی دادیم و منابع ملی را مصرف کردیم…ما هزار کارخانه فرش ماشینی داریم و یا هزار کارخانه لوازم خانگی و ۳ برابر تولید رب گوجه فرنگی کارخانه رب داریم یا ۶۰ واحد خودروسازی داریم و دولت مجوز داده و بخشی سرمایه گذاری کردند و تصمیم گیران ما کار بلد نبودند. نمونه اش در ۱۸۰ شرکت شستا، وقتی ۱۰ مدیر عامل در عرض ۱۵ سال عوض می شوند، زیر مجموعه ها هم تغییر می کنند و ثبات کار و انگیزه از بین می رود. در هر حال عوامل دیگری هم وجود دارند، چون با این پول عظیم و رشد عالی در بخش صنعت، نباید به این وضعیت می رسیدیم.

در نهایت می خواهید پرسش ها را بیشتر مطرح کنید یا راهنمایی بدهید؟

اول آنکه دولتی بودن دخیل بوده و ناکارآمدی تصمیم سازان و بها ندادن به صنعت سازان در وضعیت فعلی تاثیرگذار بوده اند…

در نهایت تحلیلتان از این آنچه گفتیم چه می تواند باشد؟

بقیه فاکتورها را اقتصاددانان باید تحلیل کنند و من اقتصاددان نیستم؛ آدمی فنّی و تولید کننده ام..ولی باید همه این موضوعات بررسی شوند. در نظر بگیرید مالزی یا ترکیه چطور بهبود پیدا کردند و ما چطور در این وضعیت ماندیم. این مساله نگرانی هایی دارد و ما به نسل آینده بدهکار می شویم و آنان قطعا به ما خواهند گفت: برای ما چه گذاشتید؟!/


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید