عدالت به مثابه شرط مشروعیت و پایداری توسعه: تحلیل تجربی رابطه رشد و نابرابری در اقتصاد ایران

محمد رضا زحمتکش مدیر مسئول پایگاه خبری نبأخبر

تحلیل دوره‌های متمایز تاریخی اقتصاد ایران  (دوره‌ اقتصاد تک‌محصولی پیش از انقلاب و سال‌های جنگ، دوره اصلاحات ساختاری دهه ۱۳۷۰، دوره افزایش درآمدهای نفتی دهه ۱۳۸۰، و دوره فشارهای تحریم‌های بین‌المللی پس از ۲۰۱۲) نشان دهنده آن است که رشد مبتنی بر رانت—به‌ویژه در غیاب تنوع‌بخشی تولیدی، شفافیت نهادی و اصلاحات ساختاری—غالباً با تمرکز بیشتر ثروت و نوسانات عدالت توزیعی همراه بوده است. در مقابل، دوره‌هایی که سیاست‌های بازتوزیعی هدفمند، تثبیت اقتصاد کلان و مکانیزم‌های جبران رفاهی تقویت شده‌اند، به کاهش نسبی شاخص‌های نابرابری منجر شده‌اند.

به گزارش نبأخبر،رابطه میان رشد اقتصادی و عدالت توزیعی یکی از محوری‌ترین و درعین‌حال مناقشه‌برانگیزترین موضوعات در ادبیات اقتصاد توسعه است. رویکردهای جدید توسعه تأکید می‌کنند که کیفیت رشد—از حیث اشتغال‌زایی، دسترسی برابر به آموزش و سلامت، و فرصت‌های اقتصادی—بیش از نرخ رشد اهمیت دارد. رشد بدون اشتغال (jobless growth) یا رشد مبتنی بر رانت می‌تواند نابرابری را تشدید کند.

از زمان طرح فرضیه U‑وارون کوزنتس (1955)، که استدلال می‌کرد نابرابری در مراحل اولیه توسعه افزایش یافته و در مراحل بعدی کاهش می‌یابد، پژوهش‌های گسترده‌ ای در دهه‌های اخیر این فرضیه را زیر سؤال برده و نشان داده‌اند که مسیر نابرابری عمیقاً وابسته به ساختار نهادی، سیاست‌های مالیاتی، و کیفیت حکمرانی میباشد .

کشور ایران به عنوان اقتصادی متکی بر منابع طبیعی، با تجربه شوک‌های متعدد نفتی، انقلاب، جنگ، تحریم‌های بین‌المللی و نوسانات شدید ارزی، موردی خاص برای آزمون این رابطه محسوب می‌شود.

بر اساس داده‌های بانک جهانی، تولید ناخالص داخلی (GDP) سرانه ایران (به قیمت‌های ثابت) در دهه‌های اخیر نوسانات قابل‌توجهی داشته است؛ به‌ویژه در سال‌های ۲۰۱۲–۲۰۱۳ و ۲۰۱۸–۲۰۲۰ که همزمان با تشدید تحریم‌ها، رشد اقتصادی منفی ثبت شد. همزمان، ضریب جینی—به عنوان شاخص استاندارد نابرابری—طبق داده‌های مرکز آمار ایران، از حدود 0.52 در اواخر دهه ۱۳۶۰ به حدود 0.36–0.40 در دهه ۱۳۹۰ کاهش یافته، هرچند این کاهش با نوسانات دوره‌ای همراه بوده است.

بر اساس گزارش‌های صندوق بین‌المللی پول (IMF Article IV Consultations) و آمارهای رسمی مرکز آمار ایران  ، روند بلندمدت تولید ناخالص داخلی سرانه واقعی، پراکندگی نرخ رشد و تغییرات ضریب جینی مبین آن است که در ایران یک ارتباط خطی، پایدار و یک‌سویه میان رشد اقتصادی و تشدید نابرابری وجود ندارد. بلکه تغییرات نابرابری بیش از هر چیز تابعی از متغیرهای نهادی و سیاستی شامل ساختار تخصیص رانت نفتی، شوک‌های شدید ارزی ، نوع و کارایی سیاست‌های یارانه‌ای و محدودیت‌های بیرونی ناشی از تحریم‌هاست. داده‌های مرکز آمار نشان می‌دهد که نابرابری در ایران در دوره‌هایی از رشد پایین یا حتی رکود اقتصادی(مانند اواخر دهه ۱۳۶۰) کاهش یافته و در برخی دوره‌های رشد اقتصادی (مانند بخشی از دهه ۱۳۷۰) افزایش داشته است؛ الگویی که با مطالعات جدید درباره نقش نهادها در توزیع درآمد (Acemoglu & Robinson, 2012) همخوانی دارد.

تحلیل دوره‌های متمایز تاریخی اقتصاد ایران  (دوره‌ اقتصاد تک‌محصولی پیش از انقلاب و سال‌های جنگ، دوره اصلاحات ساختاری دهه ۱۳۷۰، دوره افزایش درآمدهای نفتی دهه ۱۳۸۰، و دوره فشارهای تحریم‌های بین‌المللی پس از ۲۰۱۲) نشان دهنده آن است که رشد مبتنی بر رانت—به‌ویژه در غیاب تنوع‌بخشی تولیدی، شفافیت نهادی و اصلاحات ساختاری—غالباً با تمرکز بیشتر ثروت و نوسانات عدالت توزیعی همراه بوده است. در مقابل، دوره‌هایی که سیاست‌های بازتوزیعی هدفمند، تثبیت اقتصاد کلان و مکانیزم‌های جبران رفاهی تقویت شده‌اند، به کاهش نسبی شاخص‌های نابرابری منجر شده‌اند.

بررسی دوره‌های تاریخی اقتصاد ایران

۱. دوره پیش از انقلاب (۱۳۴۰–۱۳۵۷): رشد نفتی و شکاف طبقاتی دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی با جهش ناگهانی درآمدهای نفتی و رشد اقتصادی بالا (گاهی بیش از ۱۰ درصد) همراه بود. با این حال، شواهد تاریخی نشان می‌دهد که این رشد عمدتاً در بخش‌های شهری و صنعتی متمرکز بود و منجر به افزایش شکاف روستا-شهر شد. ضریب جینی در اواخر دهه ۵۰ به سطوح بالایی (بیش از ۰.۵۰) رسید که نشان‌دهنده نابرابری شدید درآمدی در میان رشد اقتصادی قابل توجه بود. این دوره تأیید می‌کند که رشد بدون توزیع عادلانه، به کاهش نابرابری منجر نمی‌شود.

۲. دوره جنگ و بازسازی (۱۳۵۹–۱۳۶۷): تأثیر سیاست‌های توزیعی در شرایط رکود جنگ تحمیلی منجر به کاهش شدید تولید و درآمد سرانه شد. با این حال، دولت از طریق نظام کوپنی و سهمیه‌بندی کالاهای اساسی، سیاست‌های بازتوزیعی گسترده‌ای را اجرا کرد. داده‌های مرکز آمار نشان می‌دهد که ضریب جینی در اواخر دهه ۶۰ کاهش یافت. این یافته حائز اهمیت است، زیرا نشان می‌دهد حتی در شرایط رشد منفی یا پایین، سیاست‌های فعال بازتوزیعی می‌توانند به بهبود نسبی عدالت اجتماعی کمک کنند.

۳. دوره اصلاحات ساختاری (دهه ۱۳۷۰): تعدیل و نوسانات توزیعی در دهه ۷۰، سیاست‌های آزادسازی، خصوصی‌سازی و تعدیل ساختاری اجرا شد. اگرچه این سیاست‌ها به بهبود رشد اقتصادی کمک کردند، اما تورم بالا و شوک‌های ارزی قدرت خرید طبقات متوسط و پایین را کاهش داد. ضریب جینی در اواسط این دهه افزایش یافت که نشان‌دهنده اثرات کوتاه‌مدت نامتقارن سیاست‌های تعدیل بر نابرابری است. این دوره نشان می‌دهد که اصلاحات ساختاری بدون حمایت‌های اجتماعی کافی، می‌تواند نابرابری را تشدید کند.

۴. دهه ۱۳۸۰: رشد نفتی و هدفمندی یارانه‌ها افزایش قیمت نفت در دهه ۸۰، رشد اقتصادی را تقویت کرد. نقطه عطف این دوره، اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها در سال‌های ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ بود. پرداخت یارانه نقدی به خانوارها منجر به کاهش موقت ضریب جینی تا حدود ۰.۳۶ شد. با این حال، به دلیل تورم بالا و عدم پایداری مالی، این اثرات کاهش نابرابری پایدار نبود و در بلندمدت تحت تأثیر نوسانات ارزی قرار گرفت.

۵. دوره تحریم‌های شدید (۲۰۱۲ تا کنون): شوک‌های خارجی و بازگشت نابرابری تحریم‌های بین‌المللی در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۸ منجر به کاهش صادرات نفت، افت تولید و جهش نرخ ارز شد. بر اساس برآوردهای IMF، رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۱۹ حدود ۷- درصد بود. تورم بالا (فراتر از ۴۰ درصد در برخی سال‌ها) اثر توزیعی نامتقارنی داشت و خانوارهای کم‌درآمد را بیش از سایرین تحت فشار قرار داد. در این دوره، ضریب جینی مجدداً روند افزایشی گرفت که نشان‌دهنده شکنندگی دستاوردهای توزیعی در غیاب ثبات کلان اقتصادی است.

 

نتیجه‌گیری تحلیل داده‌های تاریخی ایران نشان می‌دهد که رابطه میان رشد اقتصادی و عدالت توزیعی، رابطه‌ای خطی و ساده نیست. فرضیه «عدالت به مثابه قیمت توسعه» (یعنی اینکه برای رشد باید نابرابری را پذیرفت) توسط شواهد ایران رد می‌شود. در عوض، شواهد نشان می‌دهند که: ۱. رشد مبتنی بر رانت نفتی، بدون مکانیزم‌های بازتوزیعی، منجر به تمرکز ثروت و افزایش نابرابری می‌شود. ۲. سیاست‌های بازتوزیعی فعال (مانند کوپنی در دوران جنگ یا یارانه نقدی در دهه ۸۰) می‌توانند در شرایط رکود نیز به کاهش نابرابری کمک کنند. ۳. کیفیت نهادها و کارایی سیاست‌های عمومی، نقش تعیین‌کننده‌تری نسبت به نرخ رشد صرف در تعیین سطح عدالت دارند.

بنابراین، نتیجه می‌گیریم که عدالت توزیعی نه موانعی بر سر راه توسعه، بلکه شرط لازم برای پایداری و مشروعیت آن است. توسعه‌ای که منجر به افزایش شکاف طبقاتی شود، از نظر اجتماعی ناپایدار و از نظر سیاسی غیرمشروع خواهد بود. برای دستیابی به توسعه پایدار در ایران، تمرکز باید از «نرخ رشد» به «کیفیت رشد» و «اصلاحات نهادی» تغییر یابد.

 

منابع و مراجع

Acemoglu, D., & Robinson, J. A. (2012). Why Nations Fail: The Origins of Power, Prosperity, and Poverty. Crown Business.

Kuznets, S. (1955). Economic Growth and Income Inequality. The American Economic Review, 45(1), 1–28.

World Bank. (2023). World Development Indicators: Iran. Retrieved from https://data.worldbank.org

International Monetary Fund (IMF). (2020). Islamic Republic of Iran: Article IV Consultation-Press Release; Staff Report; and Statement by the Executive Director for Iran. IMF Country Report No. 20/300.

Center for Statistics of Iran. (2022). Statistical Yearbook of Iran. Tehran: Statistical Center of Iran.

 


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید