چه نهادهای فرهنگی و هنری کشور برای شعر کاری انجام دهند و چه ندهند، شعر مسیر خود را ادامه میدهد. بااینحال، متولیان نظام فرهنگی وظایفی دارند که باید به آنها عمل کنند و قدر شعر و شاعران را بیشتر بدانند. شعر و شاعر در تمامی بزنگاههای سیاسی، اجتماعی و تاریخی همواره پیشگام بودهاند و از طرفی در میان هنرها، شعر را میتوان پیشتاز پاسداری از زبان فارسی دانست. این که در وزارت ارشاد تنها اتاقی با دو کارمند به امور شعر اختصاص یابد و همین میزان فعالیت، کافی تلقی شود، مطلوب نیست. ما در وزارت ارشاد نیازمند معاونتی مستقل برای ادبیات هستیم.
به گزارش نبأخبر،به مناسبت بیست و هفتم شهریور روز شعر و ادب فارسی با مصطفی محدثی خراسانی از شاعران شناختهشده کشور درباره جایگاه امروز شعر، چالشهای شاعران جوان و نقش نهادهای فرهنگی گفتوگو کردهایم
ادبیات فارسی، از شاهنامه فردوسی تا غزلهای حافظ و شعرهای شاعران امروز، همواره در متن زندگی مردم ایران ایستاده و همواره زندگی نامه ما فارسیزبانها را در لباس استعارات و تشبیهها روایت کرده است. هم زمان با ۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی، بار دیگر نگاهها به میراثی چند هزارساله دوخته میشود؛ میراثی که نهتنها زبان احساس و اندیشه ایرانیان بوده، بلکه حافظه تاریخی و فرهنگی این سرزمین را در خود نگهداشته است.به مناسبت این روز، با مصطفی محدثی خراسانی یکی از شاعران شناختهشده دهههای اخیر که در تربیت چند نسل از شاعران هم روزگار ما نقش کلیدی داشته، گفتوگویی داشتهایم.
اگر بخواهید در حد چند سطر نگاهی گذرا به جایگاه شعر فارسی میان مردم داشته باشید این روند را چگونه ارزیابی میکنید؟
آنچه از تاریخ و مکتوبات ادبی برجا مانده نشان میدهد شعر همواره همزاد زبان فارسی و فارسیزبانان بوده است و البته شعر بیش از هر چیز هنرِ خواص بود؛ طیفی از روشنفکران شعر میسرودند و عملاً خودشان مخاطب شعر خود بودند؛ اما در دهههای اخیر، دامنه مخاطبان شعر بهطور محسوس گسترشیافته و شعر از دایره هنرِ خاص برای خاصها بیرون آمده است. به همین دلیل شمار شاعران امروز متنوع، فراوان و متکثر است. بهعنوان نمونه، در بررسیهای نقد ادبی میبینیم که پیش از انقلاب اصلاً تعبیری به نام «شعر جوان» وجود نداشت و این اصطلاح زاییده دوران پس از انقلاب است. در گذشته جوانان، چه بهعنوان مخاطب و چه بهعنوان شاعر، جایگاه مشخصی نداشتند؛ اما امروز با هزاران، بلکه دهها هزار شاعر جوان مواجهیم.
حالا که سخنی از شاعران جوان به میان آمد، بد نیست به این نکته اشارهکنیم که برخی شاعران جوان، با شنیدن نام «روز شعر و ادب فارسی»، از نبود حمایتها گلایه کرده و از ناامیدیشان برای ادامه مسیر شعر سخن میگویند. به نظر شما برای حل این معضل باید چهکار کرد؟
امروز، با گسترش قالبهای شعری، شمار شاعران به طرز چشمگیری افزایشیافته؛ اما بسیاری چون شعر در جانشان ریشه ندوانده، بهراحتی کنار میکشند. به نظر من اگر شعر در عمق جان شاعر نفوذ کرده باشد، حتی سهمگینترین اتفاقات هم او را از ادامه راه بازنمیدارد. پایداری در مسیر شعر، حاصل پیوند درونی شاعر با شعر است، نه صرفاً علاقه یا تجربه. البته در این میان، استثناهایی نیز وجود دارد.
و البته کمکاریهای برخی نهادها نیز وجود دارد. مهمترین چالشها در این زمینه ازنظر شما چیست؟
من معتقدم که چه نهادهای فرهنگی و هنری کشور برای شعر کاری انجام دهند و چه ندهند، شعر مسیر خود را ادامه میدهد. بااینحال، متولیان نظام فرهنگی وظایفی دارند که باید به آنها عمل کنند و قدر شعر و شاعران را بیشتر بدانند. شعر و شاعر در تمامی بزنگاههای سیاسی، اجتماعی و تاریخی همواره پیشگام بودهاند و از طرفی در میان هنرها، شعر را میتوان پیشتاز پاسداری از زبان فارسی دانست. این که در وزارت ارشاد تنها اتاقی با دو کارمند به امور شعر اختصاص یابد و همین میزان فعالیت، کافی تلقی شود، مطلوب نیست. ما در وزارت ارشاد نیازمند معاونتی مستقل برای ادبیات هستیم.
اگرچه در حال حاضر، فعالیتهایی در حوزه هنری، وزارت ارشاد و دیگر نهادها انجام میشود، اما متاسفانه واقعیت این است که هیچ فرد و یا ارگانی در کشور بهطور مشخص و رسمی متولی شعر نیست.
در قسمتی از صحبتهایتان به این نکته اشاره کردید که شعر یکی از عوامل ماندگاری زبان فارسی بوده است لطفاً دراینباره مختصری توضیح دهید
شعر را میتوان در طول تاریخ منشأ نوسازی زبان، بستری برای خلق استعارههای نو، ساخت واژگان تازه و… به شمار آورد. همزمان با این تحولات و ورود آن به بدنه زبان فارسی، این زبان نیز پویاتر و زندهتر میشود. از این منظر، میتوان با اطمینان گفت که شعر، در طول تاریخ، همواره به نگهبانی و پاسداشت زبان فارسی کمک کرده است. طبیعتاً زبانی که پویاتر باشد، از شانس ماندگاری بیشتری نیز برخوردار است.
شما بهعنوان شاعری که بیش از چهار دهه از عمر خود را در فضای ادبیات و شعر گذراندهاید، آینده شعر فارسی را در دهه پیش رو چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر نگاهی تاریخی به روند تحولات شعر فارسی داشته باشیم، همواره با رشد چشمگیر آن در میان عامه مردم مواجه میشویم. در گذشته، شعر تنها رسانه موجود بود و بعدها رقبای دیگری پیدا کرد، اما با وجود این رقابتها، شعر قرنهاست که همواره در حوزههای مختلف هنری، نقش موتور محرکه را ایفا کرده است. اگر غیرازاین بود، شعر فارسی تا امروز دوام نمیآورد و از بین میرفت. این پویایی و ظرفیت تطبیقپذیری، نشان میدهد که شعر همچنان میتواند در دهههای آینده نیز جایگاه خود را حفظ کند و حتی گسترش یابد.