برای پیر محمد احمد آبادی )مصدق ابرهای سپید احمد آباد میدانستن چگونه باتو مهربان باشند تا تو هیچ وقت سایه عصایت رابرتن قبایت نبینی تو اما بیشتر ازهمه نگران میوه باغچه همسایه بودی حتی وقتی در کشور لاله ها حرفهایت رابه دنیا میزدی اماحیف ستاره های نیمه شب نمیدانستن چگونه باتو در ساعت صفر مهربان […]
برای پیر محمد احمد آبادی )مصدق
ابرهای سپید احمد آباد میدانستن
چگونه باتو مهربان باشند
تا تو هیچ وقت
سایه عصایت رابرتن قبایت نبینی
تو اما بیشتر ازهمه
نگران میوه باغچه همسایه بودی
حتی وقتی در کشور لاله ها
حرفهایت رابه دنیا میزدی
اماحیف
ستاره های نیمه شب
نمیدانستن چگونه باتو
در ساعت صفر مهربان باشند
تا از توتنها
عکسی با عصا
وقبایی برایمان
باقی بماند
یاسر رسولی