«تورم»؛ مولود تصمیم های اشتباه در اقتصاد

به تحلیل لطفعلی بخشی، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی

به گزارش صدانیوز،تورم کنونی بسیار شکننده شده است، هرچند که امیدواریم مسیر پیش روی اقتصاد ما را به ابر تورم نرساند اما مجموعه عملکرد، بی برنامگی و عدم سیاست گذاری درست دولت نشان می دهد که نمی توانیم در آینده ای نزدیک انتظار داشته باشیم که ریتم تورم کاهش بیابد، لذا تورم به همین نسبت باقی می ماند یا شاید بر نرخ آن هم در صورت بی مبالاتی های بیشتر دولت در اقتصاد افزایش بیابد.
از زمان انتخابات دور قبلی آمریکا که با پدیده ای به نام آقای ترامپ در عرصه سیاست گذاری آمریکا رو به رو شدیم و از آن زمان که خروج از برجام یکی از مهمترین وعده های انتخاباتی آقای ترامپ به لابی های صهیونیستی حامی وی شد تا کنون اقتصاد ایران دچار تکانه های شدیدی شد. آن زمانی که شاید بسیاری از مردم عادی، همین مردمی که از ماه های قبل به دلیل افزایش نرخ تورم نگران از دست دادن ارزش پول ملی خود هستند روانه بازار سرمایه شدند، دارایی های خود را به امید سود آوری و عقب نماندن از تورم و کاهش ارزش پول ملی به این بازار تزریق کردند نمی دانستند که تبعات این موضوع در اقتصاد چیست و چون خیال دولت را از بابت حرف ها و تهدیدات آقای ترامپ راحت می دیدند عملا نمی دانستند سوء استفاده کنندگان به درستی متوجه وضعیت اقتصادی ماه ها و سال های بعد ایران هستند که با خروج آمریکا از برجام، همکاری اروپا و کشورهایی که نگران جرایم اقتصادی و عدم همکاری تجاری با آمریکا هستند چه شدائدی بر اقتصاد ایران تحمیل می شود، لذا آنها از آن زمان تا کنون بازارهای مختلفی را در اختیار و انحصار خود گرفتند. ارز و طلا خریدند تا سود آوری چندین برابری خود را از آشفته بازار بعدی اقتصاد در خونسردی کامل دولت تحکیم کنند.

در پی وقوع چنین موضوعاتی برای اقتصاد ایران چند مساله مطرح می شود، موضوعی که دولت بر آن تاکید دارد که در اتخاذ تصمیم گیری های اقتصادی و سیاسی اختیاری ندارم، و از سوی دیگر اینکه اگر دولت دراین مسائل هم به زعم خود اگر اختیاراتی می داشت چه کاری در اقتصاد برای جلوگیری از وقوع بحران های ارزی و اقتصادی و معیشتی که امروز بر سر اقتصاد و مردم آوار شده می کرد؟

حقیقت این است که اگر فرض دولت را هم صحیح بیانگاریم که دولت در اداره امور کلان اقتصاد اختیاری ندارد، اگر اختیاری هم می داشت این موضوع به واقعیت نزدیک تر بود که اصولاً دولت آقای روحانی انگیزه ای برای کار کردن در اقتصاد کشور نداشت و ندارد! به طور کلی ما با یک دولت کاملا بی انگیزه در پیشبرد اهداف اقتصادی به نفع عامه مردم مواجه هستیم که متاسفانه موضوع دیگری به عنوان شهامت در اتخاذ تصمیم گیری های درست را هم یا نداشته یا ازدست داده است. البته بهتر است اینگونه عنوان کنم که دولت آقای روحانی اصلا و مطلقاً شهامت تصمیم گیری درست را ندارد. به عبارت دیگر با دولتی سر و کار داریم که متاسفانه مشغول دفع الوقت است، لذا بنده بر این باورم کار به جایی رسیده که خود آقای روحانی به عنوان رئیس جمهوری که باید کشور را اداره کند و مشکلات مردم را حل کند مثل مردمی که آرز می کنند این دولت هر چه زودتر به پایان برسد، برای پایان این دوره ثانیه شماری می کند! مسلماً چنین رئیس جمهوری کمترین انگیزه ای برای کار کردن ندارد، متاسفانه این دولت سواد چندانی هم برای اداره مطلوب اقتصادی ندارد. در چنین شرایطی پر واضح است که هر اقتصادی دچار تورم و گرانی می شود، خصوصا تورم تحریمی ایران که به نوعی درگیر جنگ اقتصادی با تمام دنیاست.

به هر حال تورم کنونی بسیار شکننده شده است، هرچند که امیدواریم مسیر پیش روی اقتصاد ما را به ابر تورم نرساند اما مجموعه عملکرد، بی برنامگی و عدم سیاست گذاری درست دولت نشان می دهد که نمی توانیم در آینده ای نزدیک انتظار داشته باشیم که ریتم تورم کاهش بیابد، لذا تورم به همین نسبت باقی می ماند یا شاید بر نرخ آن هم در صورت بی مبالاتی های بیشتر دولت در اقتصاد افزایش بیابد. شاخص ها نشان می دهد ما همچنان با رشد تورم درگیر خواهیم بود، لذا وعده های هدف گذاری بانک مرکزی و دولت برای کاهش تورم چندان عملیاتی و قابل تحقق نیست.


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید