نفت ایران : خداحافظی همیشگی از بازاریا بازگشت

به تحلیل کارشناسان سیاسی

صادرات
به گزارش نباءخبر، در حالی که برخی کاهش تحریم‌های نفتی ایران را با روی کار آمدن نامزد دموکرات‌ها پیش‌بینی می‌کنند، نگاهی به سایر متغیرهای موجود از جمله بحث نفت و بازار انرژی جهان نشان می‌دهد که نفت ایران مسیر پر پیچ و خمی برای بازگشت به بازارهای جهانی با ابزار برجام در پیش دارد.
از آنجا که ایران هیچ‌گاه دارای یک واحد پولی جهان‌روا نبوده و ذخایر زیر زمینی گسترده طلا و نقره نیز در اختیار نداشته همواره در بحث تسویه حساب‌های بین المللی در رنج بوده است. این موضوع زمانی جالب می‌شود که بدانیم در دوران صفویان هم این معضل تاریخی با استفاده از ابریشم حل می‌شده و انحصار آن نیز به صورت کلی در اختیار شخص شاه قرار داشته است. اوج تولید ابریشم ایران به زمان شاه عباس اول باز می‌گشت و پس از آن به دلیل کاهش تولید ابریشم اقتصاد ایران دچار بحران پولی گسترده‌ای شد که دلیل آن خروج گسترده طلا و نقره از سوی صرافان هندی برای پرداخت خریدهای خارجی بود.بنابراین نمی‌توان بدون در نظر گرفتن نفت و در چهارچوب آن بحث امنیت انرژی، رفتار آمریکایی‌ها را در خصوص برجام تحلیل کرد.
* اوضاع بازار نفت چگونه است
به‌طور حتم مهم‌ترین انتظار ایران در حوزه انرژی در برجام بازگشت سریع ایران در حوزه صادرات نفتی است. هم‌اکنون تخمین دقیقی در خصوص میزان صادرات نفتی ایران وجود ندارد.بر اساس فرمان ترامپ در خصوص ممنوعیت کامل صادرات نفتی ایران در سال ۲۰۱۹ هر خریدار نفت ایران مورد تحریم‌های ثانویه وزارت خزانه‌داری آمریکا قرار گرفته و از هرگونه ارتباط با نظام مالی آمریکا و استفاده از دلار منع خواهد شد.در سال ۲۰۱۵ میلادی زمانی که صادرات نفت ایران به سرعت ۲ برابر شد، بازار نفت به راحتی محموله‌های جدید را جذب کرد اما شرایط فعلی کمی متفاوت است.
در طول یک سال گذشته، کرونا و رکود اقتصادی جهانی بازارهای گسترده انرژی را در هم نوردیده است. به گونه‌ای که قیمت نفت تا مرز ۲۰ دلار هم سقوط کرد. اوراق فروش آتی نفت وست تگزاس نیز در آوریل سال ۲۰۲۰ به قدری سقوط کرد که معامله‌گران برای رهایی از نفت ذخیره شده در انبارها مجبور شدند، آن را گاه تا قیمت منفی ۳۷ دلار در هر بشکه واگذار کنند.اگرچه بعدها با رایزنی ترامپ با پوتین و محمد بن سلمان و کاهش ۱۰ میلیون بشکه تولید نفت کشورهای اوپک سطح قیمت‌ها تا حدود ۴۰ دلار بازگشت اما سؤال اصلی اینجاست که که این رویدادها با صنعت نفت دنیا چه خواهد کرد؟ نکته مهم‌تر آن که تأثیر آن بر صنعت نفت آمریکا چه خواهد بود.
* پروژه‌ای که اوباما آن را آغاز و ترامپ ادامه داد
یکی از مهم‌ترین پروژه‌های مرتبط با استقلال انرژی در آمریکا که از زمان دولت اوباما آغاز و در دولت ترامپ به صورت جدی پیگیری شد، توسعه شیل نفت و شیل گاز در آمریکا بوده است. به لطف استحصال سوخت‌های فسیلی از منابع نامتعارف، وابستگی آمریکا به واردات نفت به صفر رسیده و این کشور هم‌اکنون صادر کننده خالص نفت در دنیا محسوب می‌شود؛ کمااینکه در پیمان تجاری چندی پیش که به منظور کاهش تنش‌های تجاری بین دو کشور آمریکا و چین به امضا رسید بخش مهمی از تعهد چین به واردات گاز از شرکت‌های آمریکایی اختصاص یافت.
بحران به وجود آمده به دلیل همه‌گیری کرونا نه تنها شرکت‌های نفتی بزرگ آمریکا همچون اگزون‌مبیل و شورون بلکه شرکت‌های تولید کننده شیل نفت و گاز را دچار بحران کرده است. گزارش‌های منابع تجاری حاکی که بسیاری از این شرکت‌ها در فکر تعدیل گسترده نیرو و همچنین استمهال گسترده وام‌های بانکی برای توسعه شیل نفت و شیل گاز هستند.
برآورد نیروهای بیکار شده نشان می‌دهد که تمرکز اصلی این خوشه‌های بیکاری اغلب در ایالت‌های جمهوری‌خواه است که می‌تواند تا ده‌ها هزار نفر نیز برسد. طبیعی است که چنین وضعی می‌تواند شرایط امنیتی را به خصوص پس از یک انتخابات پر چالش افزایش دهد و این نکته‌ای نیست که تیم بایدن به دنبال آن باشد چرا که به رواج این ایده خواهد انجامید که دموکرات‌ها به دنبال تنبیه جمهوری‌خواهان هستند.علاوه بر موارد فوق بازگشت صادرات نفت ایران به دلایل فراوان مطلوب نظر آمریکایی‌ها نخواهد بود. در صورتی که صادرات نفت ایران به حالت طبیعی بازگردد به طور حتم چین مهم‌ترین مقصد محموله‌های نفتی ایران خواهد بود. محافل داخلی آمریکا هرگونه توسعه روابط ایران و چین را یک فاجعه راهبردی برای خود می‌دانند کمااینکه بحث تفاهم ۲۵ ساله ایران و چین منجر به واکنش‌های منفی فراوانی از سوی آمریکایی‌ها شد.
به نظر می‌رسد که استفاده از حربه تحریم نفت تا زمانی که ایران مطابق با خطوط کلی سیاست‌های آمریکا در حوزه‌های گوناگون حرکت کند، ادامه خواهد داشت. این چشم‌انداز حداقل تا ۳۰ سال آینده و تا زمانی که نفت به عنوان اصلی‌ترین سوخت فسیلی در جهان مطرح است وجود دارد.در این میان تجربه ایران در سال‌های گذشته نشان داده که استفاده از راهبردهای ابتکاری بیش از بازگشت به برجام جواب خواهد داد که نمونه آن صادرات نفتی ایران به ونزوئلا و تهاتر آن با طلاست که با وجود تهدیدهای جدی آمریکا همچنان ادامه دارد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید