تغییر پارادایم به اقتصاد آبی برای نگهداری از ایران

محمد پارسا فعال اقتصادی تحلیل کرد

براساس آنچه اقتصاددانان و فعالان و کارشناسان اقتصادی دلسوز به این سرزمین به اتحاد رای رسیده‌اند شماری از تهدیدها هستند که اقتصاد و کسب و کار و زندگی ایرانیان را زیر ضرب گرفته‌اند. یکی از تهدیدهای خطرناک و از مهار خارج شده شکل و ماهیت روبه ‌رو شدن و رویارویی مدیران و نیز شهروندان با کمیت و کیفیت منابع طبیعی است.

به گزارش نبأ خبر، میهن‌دوستی و کوشش برای پیشرفت جایی که در آن ‌زاده و زندگی کرده‌ایم در میانسالی و در میان کسانی که شمار بهارهای پشت سر نهاده‌شان بیشتر از میانگین جامعه است به آرامی در نهاد و در ذات آنها جای می‌گیرد. نگارنده نیز به همراه همکاران و دوستان هم‌سن و سال خویش از ژرفای دل برای ایران دل می‌سوزانیم و همه داشته‌های خود رابرای پیشرفت این سرزمین باستانی به میدان می‌آوریم.

سرزمین آباد و سرزمین روبه پیشرفت برای هر ایرانی از جمله مدیران و صاحبان بنگاه‌های اقتصادی نیز خوشحال‌کننده است و کسب و کار آنها را نیز رونق می‌دهد. از سوی دیگر برای همه مدیران سیاسی ایران که در گروه‌ها و حزب‌های سیاسی فعالیت دارند و برای کسب قدرت سیاسی رقابت می‌کنند همانند روز روشن شده است. راه‌اندازی چرخ کسب و کار شهروندان و کشور کار آسانی نیست و راهش این است که دانش و ورزیدگی اقتصادی بالایی به کار گرفته شود. هم‌اکنون دیگر هیچ چیزی نمی‌تواند راه دیدن پیشرفت کره‌جنوبی و ترکیه که روزگاری اقتصادشان به اندازه ایران بود و حالا بسیار جلوتر از ایران در دنیا می‌درخشند را سد کند. این یک واقعیت انکار نشدنی است که قدرت اقتصادی در هر دوره از زمان در جهان اندازه تعریف شده‌ای دارد و هر کشوری که بیشتر کوشش کند و برنامه‌های سیاسی و اقتصادی پویاتر و سازگارتر با دنیای امروز دارد سهم بیشتری از کیک قدرت در جهان گیرش می‌آید. اقتصاد ایران در دهه ۱۳۹۰ شوربختانه از ویژگی‌های یک اقتصاد پویا و رشد یابنده دور شده و زخم‌های بدخیم، بر جسم و جان آن فرود آمده است. رشد منفی اقتصادی در یک دهه، رشد منفی سرمایه‌گذاری و اشتغال ناقص و حجم کوچک تجارت خارجی و به ویژه صادرات کم جان و بسیار دور از توانایی‌های پنهان شده از پیامدهای تن زخم خورده اقتصاد ایران است.

براساس آنچه اقتصاددانان و فعالان و کارشناسان اقتصادی دلسوز به این سرزمین به اتحاد رای رسیده‌اند شماری از تهدیدها هستند که اقتصاد و کسب و کار و زندگی ایرانیان را زیر ضرب گرفته‌اند. یکی از تهدیدهای خطرناک و از مهار خارج شده شکل و ماهیت روبه ‌رو شدن و رویارویی مدیران و نیز شهروندان با کمیت و کیفیت منابع طبیعی است. این رویارویی گونه‌ا ی بوده و هست که همه آژیرهای خطر به صدا درآمده‌اند و ایران ارجمند از این نظر با تنگی نفس دست به گریبان شده است. کارشناسان و فعالان اقتصادی سال‌هاست به دولت‌ها هشدار می‌دهند پیامدهای ازهم گسیختگی در نگهداری هوشمندانه و مسوولانه از محیط‌زیست حتی از بحران‌های اقتصادی مثل رشد اندک و رشد با نوسان خطرهای بیشتری دارد. به ‌طور مثال در بخش آب واقعیت‌های بسیار دهشتناکی در برابر ایران قرار دارد. سه پژوهشگر ارشد ایرانی مقیم خارج در مقاله‌ای که در نشریه «گزارش‌های علمی» از نشریات گروه Nature منتشر شد، وضعیت سفره‌های آب زیرزمینی ایران در یک مقطع ۱۴ساله از سال ۱۳۸۱ تا سال ۱۳۹۴ را بررسی کرده‌اند. در مقاله این نویسندگان آمده است؛ خشکسالی ناشی از فعالیت انسانی عامل اصلی تخلیه سفره‌های آب زیرزمینی است. براساس برآورد این سه نفر، میزان کاهش آب آبخوان‌ها در مقطعی ۱۴ ساله حدود ۷۴ میلیارد مترمکعب بوده است. همچنین، اضافه‌برداشت در ۷۷درصد مساحت ایران به نشست بیشتر زمین و شوری خاک انجامیده است. پژوهش و بررسی آمار و ارقام نشان می‌دهد که در این مقطع زمانی، متوسط اضافه‌برداشت از آبخوان‌های کشور در حدود ۵‌/۲۵ میلیارد مترمکعب در سال بوده است. در این مقاله که به آمار و ارقام‌ موجود در سایت‌های وزارت نیروی کشور ارجاع داده و براساس داده‌های در دسترس همگان نوشته شده، آمده است: کاهش منابع آب زیرزمینی در برخی نقاط ایران بین ۲۰ تا ۲۶۰۰درصد گزارش شده و بیشترین میزان حجمی کسری مربوط به حوضه «دریاچه نمک» است که ۲۶درصد جمعیت ایران، شامل شهرهایی نظیر تهران در آن قرار گرفته است. میزان کاهش منابع آب زیرزمینی در حوضه دریاچه بختگان از حد می‌گذرد. براساس این گزارش، کمترین میزان کسری مربوط به حوضه آبریز هراز-قره‌سو است. وضعیت تخلیه سفره‌های آب زیرزمینی در حوضه‌های آبریز ایران را می‌توان در اینفوگرافی این گزارش دید. نویسندگان معتقدند ادامه مدیریت ناپایدار آب‌های زیرزمینی می‌تواند به اثرات برگشت‌ناپذیری روی محیط‌زیست و اراضی ایران منتهی شود و امنیت آب، غذا و امنیت اقتصادی-اجتماعی کشور را تهدید کند. لازم به ذکر است که با وجود هشدارهای کارشناسان از دهه ۱۳۶۰ تاکنون، سیاست دولت بر مدیریت آب سطحی استوار بوده و به منابع آب زیرزمینی به ‌اندازه کافی توجه نکرده است. این روزها شاهد پیامدهای اجتماعی و سیاسی آن در استان‌های کشور هستیم و احتمال منازعه بر سر آب بسیار افزایش یافته است.

واقعیت این است که توجه افراطی به مسائل غیر از صیانت از محیط‌زیست و غفلت شگفت‌انگیز در این باره تلخ است. کاش می‌شد حالا که نتیجه انتخابات ۲۸ خرداد ۱۴۰۰ معلوم شده و احتمال منازعه میان نهادهای اصلی کشور کاهش می‌یابد، در وضعیت تازه می‌توان ضمن رفع خطرهای اقتصادی به صیانت از محیط‌زیست و تغییر پارادایم ایران به «اقتصاد آبی» نه از سر بی‌نیازی و سیری بلکه از نظر اینکه حیات سرزمین در خطر است توجه عمیق و همه‌جانبه داشته باشیم.

اقتصاد آبی دنیای دیگری است و باید در راه رسیدن به این دنیای تازه دگرگونی‌های بنیادین در ذهنیت مدیران اداره‌کننده کشور و نیز رهبران احزاب و گروه‌های سیاسی و همچنین نهادهای مدنی پدیدار شود. اقتصاد آبی ریشه در تاریخ و جغرافیای ایران دارد و با همین ساختار بوده که تمدن ایرانی صدها سال با کم آبی سازگاری یافته است. ایران را دوست داشته باشیم و زنگ‌های خطر به صدا درآمده را بشنویم.


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید