اقتصاد ایران گرفتار شوک درمانی غربی

به نقل از عبدالرسول قاسمی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

تحریم

اگر فرض کنیم که افزایش قیمت بنزین سیاست درستی بود باز هم نحوه‌ی اجرای آن درست انجام نشد. دولت باید در این قضیه روی موضوع مدیریت ذی‌نفعان تمرکز می‌کرد. ذی‌نفعان یعنی مردم و کسانی که یک سیاست بر زندگی آنها اثر می‌گذارد. در این راستا حداقلی ترین کار دولت اطلاع‌رسانی به مردم بود که آن هم انجام نشد.

به گزارش نباء خبر،مسعود درخشان عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی روز گذشته در نشست «نقد و بررسی طرح افزایش قیمت حامل های انرژی» در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: متاسفانه هر دولتی که خیزی برای اصلاح قیمت حامل‌های انرژی برداشته است موفق نشد. در زمان آقای آقازاده وزیر نفت اسبق، بحث ما درباره حامل‌های انرژی افزایش قیمت‌ها نبود بلکه اصلاح قیمت‌های نسبی بود. یعنی چرا یک نفر که بنز یک میلیاردی سوار می‌شود بنزین را لیتری ۱۰۰۰ تومان میخرد و یک نفر که با پراید خرج زندگی‌ یک خانواده درمی‌‌آورد هم بنزین را باید لیتری ۱۰۰۰ تومان بخرد. این قضیه اصلا عادلانه نیست. درخشان افزود: ما متاسفانه حسابداری صنعتی در پالایشگاه‌ها و فرآورده‌ها نداریم. دولت نفت را مجانی به پالایشگاه‌ها میدهد، پالایشگاه هم نفت را به فرآورده تبدیل میکند و با یک قیمت تعیین شده می‌فروشد. این سیستم غلط است و اقتصاد این صنعت را از بین برده است. متاسفانه مسئولین برای حل مشکل قیمت‌گذاری حامل‌های انرژی دنبال راه‌های ساده هستند درحالیکه حل این مشکلات پیچیده راه‌حل ساده ندارد و باید همه جوانب مورد بررسی دقیق قرار گیرد. عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی اظهار داشت: اینکه یکباره اعلام شد قیمت بنزین ۳ برابر شده است نشان میدهد که مسئولین کشور تحت تاثیر اندیشه‌های صندوق بین‌المللی پول قرار دارند زیرا طبق این اندیشه‌ها باید برای انجام اصلاحات شوک درمانی صورت گیرد. ایده شوک درمانی مربوط به تفکرات صندوق بین‌المللی پول است و ایده آنها برای اجرای این طرح سرکوب مردم به وسیله‌ی نیروی انتظامی است. شوک درمانی در افزایش ناگهانی قیمت بنزین اتفاق افتاد و تبعات منفی در پی داشت. در واقع شوک درمانی ثمره اندیشه لیبرالیسم اقتصادی است که نباید انجام میگرفت. درخشان با اشاره به اینکه یکی از اهدافی که برای طرح دولت گفته شده جلوگیری از قاچاق بنزین بوده است، افزود: این یک ادعای بی‌پایه و اساس است زیرا کارت سوخت تاثیری در قاچاق ندارد و اصلا این اعداد و ارقامی که گفته میشود با کامیون قاچاق می‌شوند قابل باور نیست. وی با تاکید بر اینکه ادعای دولت که می‌گوید برای کمک به مردم قیمت بنزین افزایش پیدا کرده است، صادقانه نیست، گفت: باید با مردم صادقانه حرف زد. بیاییم و توضیح دهیم که تحریم‌ها به دولت فشار آورده و دولت چاره‌ای جز این کار ندارد. درخشان افزود: در اعطای یارانه به ۱۸ میلیون خانوار چون اطلاعات دولت دقیق نیست، عدالت هم رعایت نمی‌شود. عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی اظهار داشت: عده‌ای در توجیه اقدام دولت می‌گویند اگر قبل‌تر افزایش قیمت بنزین به مردم اعلام میشد اثرات تورمی ایجاد می‌شد. به نظر من این حرف‌های نئوکلاسیک‌ها را باید دور ریخت. دولت باید رودررو با مردم صحبت میکرد تا مردم توجیه شوند و همراهی کنند. وی با تاکید بر اینکه اصل ایده افزایش قیمت بنزین پسندیده بود اما نحوه اجرا کاملا ایراد داشت و این وظیفه ما اقتصاددانان است که دولت را راهنمایی کنیم، اضافه کرد: در بین اقتصاددانان جمله معروفی وجود دارد که می‌گوید: وظیفه اصلی اقتصاددانان طرح سوالات درست است و اگر سوال درست پرسیده شد آنگاه هر احمقی میتواند درست جواب دهد. آن احمق‌ها سیاستمداران هستند.
دولت درست اطلاع رسانی نکرد
همچنین عبدالرسول قاسمی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی نیز در نشست «نقد و بررسی طرح افزایش قیمت حامل های انرژی» در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: اگر به دولت حسن نیت داشته باشیم میتوانیم بپذیریم که هدف از افزایش قیمت بنزین افزایش بهره‌وری در مصرف انرژی است. برای انجام هر اصلاحی ما دو نوع سیاست قیمتی و غیرقیمتی داریم که سیاست‌های غیرقیمتی زمینه را برای اجرای سیاست‌های قیمتی فراهم میکنند اما دولت نسبتا به آنها بی‌توجه بود. قاسمی افزود: طبق مطالعاتی که بنده انجام دادم آن پارامتری که بر مصرف بنزین اثر میگذارد درآمد افراد جامعه است. در ایران کشش درآمدی بر مصرف بنزین نسبت به سایر کشورها بسیار بالاست. اما کشش قیمتی تقاضا پایین است یعنی ما نمی‌توانیم با ابزار قیمتی مصرف را تحت تاثیر قرار دهیم. در نتیجه، تنها با افزایش قیمت صرفه جویی در مصرف بنزین محقق نخواهد شد. هر چه کشش قیمتی تقاضا پایین باشد، افزایش قیمت باعث افزایش درآمد دارندگان بنزین یعنی دولت می‌شود. عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی اظهار داشت: ما در سال‌های قبل با شوک قیمت مسکن مواجه شدیم. همین موضوع باعث شد که اکثر طبقات متوسط و پایین جامعه به حاشیه شهر مهاجرت کنند زیرا محل کار آنها که مرکز شهر است و چون قیمت مسکن در مرکز شهر بالاست آنها به ناچار به حومه شهر رفتند. از طرفی هزینه پایین انرژی نیز این کار را توجیه‌پذیر کرد تا افزایش قیمت مسکن را کم بودن قیمت انرژی جبران کنند. حال که قیمت بنزین نیز افزایش پیدا کرده است فشار اصلی دوباره به همین طبقات متوسط و پایین جامعه وارد شده است. در نتیجه اگر توجه داشته باشید برخلاف اعتراضات دی‌ماه ۹۶، این اعتراضات در حومه شهرها اتفاق افتاد. قاسمی اضافه کرد: اگر فرض کنیم که افزایش قیمت بنزین سیاست درستی بود باز هم نحوه‌ی اجرای آن درست انجام نشد. دولت باید در این قضیه روی موضوع مدیریت ذی‌نفعان تمرکز می‌کرد. ذی‌نفعان یعنی مردم و کسانی که یک سیاست بر زندگی آنها اثر می‌گذارد. در این راستا حداقلی ترین کار دولت اطلاع‌رسانی به مردم بود که آن هم انجام نشد.


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید