امیرکبیر چگونه با فساد اقتصادی مبارزه کرد؟

به نقل از منابع تاریخی

امیر برای جلوگیری از فساد مالی که آن را نابود کننده ملک و دولت می دانست آنقدر وسواس داشت که حتی وزرا و ماموران را از دریافت هدیه و ارمغان منع کرد. او رسم مژدگانی و انعام دادن را منسوخ کرد. امیر به یکی از تجاری که ظرف آب‌پاشی برای او فرستاده بود، می‌ نویسد: این چیزها مایه خرسندی و خشنودی این‌جانب نمی‌شود .‌.. نه این‌جانب و نه خدام اعتاب علیه پادشاهی هیچ‌کدام به جز ظهور خدمتگزاری توقع دیگر نداریم.

به گزارش نباءخبر،امیرکبیر برای جبران کسری بودجه شروع به تنظیم حقوق ها و درآمدها کرد. او حتی حقوق شاه را کم کرد و مقدار آن‌را به ماهی ۲ هزار تومان و سالانه ۱۵ هزار تومان رساند. امیر همچنین، حقوق و عایدی بیش از حد شاهزادگان، علما، شعرا و نزدیکان شاه را قطع کرد

 

انقلاب تقی خانی؛ از کاهش حقوق علما و شاه تا تنظیم بودجه برای اولین بار/ امیرکبیر  چگونه با فساد اقتصادی مبارزه کرد؟

انقلاب تقی خانی؛ از کاهش حقوق علما و شاه تا تنظیم بودجه برای اولین بار/ امیرکبیر  چگونه با فساد اقتصادی مبارزه کرد؟

به گزارش خبر فوری، امروز سالروز شهادت امیرکبیر است. شاگرد خلف مکتب سیاسی تبریز و بزرگترین معمار توسعه در ایران که پس از سه سال از کار برکنار شد و میراثش برای حدود ۱۰۰ سال در گنجه فراموشی قرار گرفت.

 

مقالات و کتاب های زیادی درباره میراث سیاسی امیرکبیر و اقداماتش نوشته شده است. آرزوی امیرکبیر اجرای نظم و قانون در ارکان مختلف کشور بود.‌ او چند دهه قبل از اولین روشنفکران ایرانی از “قانون” سخن گفت. او به درستی می دانست آنچه باعث پیشرفت غرب شده اجرای دقیق قانون بوده به همین دلیل، کمر به احیای نظم در کشوری زد که هنوز ساختاری قبیله ای داشت و رشوه، فساد، بی نظمی و دزدی در آن موج می زد.

 

امیرکبیر معتقد بود اولین و مهم ترین اقدام دولت باید سر و سامان دادن به وضعیت مالیات کشور و مبارزه با فساد اقتصادی باشد. به گفته فریدون آدمیت، اولین اقدام امیر پس از رسیدن به مقام صدارت، اصلاح نظام مالی و مبارزه با فساد ساختاری‌ بود که در حکومت قاجار وجود داشت، کاری که در بدو امر، برای امیر دشمن‌ های زیادی ایجاد کرد به طوری که در حدود سه چهار ماهه اول حکومتش، علیه جان او توطئه شد که در نهایت با تعطیلی بازار و دفاع جانانه مردم از امیر، او از این توطئه ترور، جان سالم به در برد.

 

فسادناپذیری که به جنگ هیولای فساد رفت

میراثی که محمد شاه و حاج میرزا آقاسی به جای گذاشته بودند فاجعه بار بود. تقریبا در تمام ارکان کشور رشوه رواج داشت. رسم زشت رشوه گیری از زمان های قدیم در ایران رایج بود. این مساله به حدی حاد بود که در گزارش بیشتر جهانگردان خارجی یافت می شود. جالب است که یکی از این جهانگردان از رشوه گرفتن یکی از شاهان خبر داده و تعجب کرده است که چرا فردی که کل ایران را در اختیار دارد به گرفتن رشوه تمایل دارد.

 

رابرت واتسون، وقایع نگار مشهور در خصوص این ویژگی ایرانیان می‌ نویسد: از مجموع خصیصه‌هایی که در خوی ایرانیان نمو یافته بعد از غرور توخالی زیادی که دارند، شوق دائمی آنان به سودجویی نامشروع است. لفظ مداخل… به گوش ایرانیان بس دلپذیر است و لطف آن را کمتر اروپایی درمی‌یابد. مداخل اطلاق می‌شود به هر چه که بتوان به رشوه، فریب، زورستانی و از هر راه نادرست دیگری به‌دست آورد و آنچه مردم ایران به‌دنبالش می‌روند، همان مداخل است نه مواجب. مواجب سرراست میدان تجلی استعدادهای ایرانی نیست. آن استعدادهای فراوان در ریاکاری، تقلب، اجحاف، تملق‌گویی و فروتنی چاپلوسانه ظهور دارند. از این‌رو شغلی که فقط حقوق خوبی داشته باشد و مجال مداخل را ندهد، حرفه‌ای بی‌مقدار است.

امیرکبیر  ‌کمر همت بست که با این هیولای دیوصفت که به جان ایران افتاده بود، مبارزه کند. اولین قدم او برای از بین بردن این خصیصه در کشور، اصلاح خود بود. طبق گفته دوست و دشمن، امیرکبیر  یکی از فسادناپذیرترین رجال سیاسی کشور ایران به حساب می آمد. «واتسون» در این رابطه می‌ نویسد: امیرنظام به‌کلی مافوق آن بود که کسی بتواند او را به رشوه بفریبد. مصمم گشت آن نظام رشوه‌خواری را که از شش جهت احاطه‌اش کرده بود، براندازد. از نظر ایرانیان فوق‌العاده‌ترین و حتی شگفت‌انگیزترین جنبه اخلاقی امیر همان فسادناپذیری مطلق وی بود. ‌ یاکوب پولاک، مدرس خارجی دارالفنون تعبیر جالبی از این خصیصه امیر دارد. او می‌ نویسد: پولی که امیرنظام حاضر نبود بگیرد در راه برانداختن او خرج شد.

 

اقدامات مهم امیرکبیر در زمینه اصلاحات مالی و اداری

امیرکبیر از همان ابتدای ورود به تهران شروع به براندازی نظام مالی قدیم و درانداختن طرحی نو کرد. او قدرت و اختیارات لازم را داشت. شاه به او اختیار تام داده بود. ناصرالدین شاه که به امیر اعتماد کامل داشت، به امیر می‌گوید: «جناب امیرنظام، ما تمام امور ایران را به دست شما سپردیم و شما را مسئول هر خوب و بدی که اتفاق می‌افتد می‌دانیم. همین امروز شما را شخص اول ایران کردیم و به عدالت و حسن رفتار شما با مردم کمال اعتماد و وثوق داریم و به جز شما به هیچ شخص دیگری چنین اعتقادی نداریم و به همین جهت این دستخط را نوشتیم.»

 

این سخن خود امیر است که «پیش از هرچیز به اصلاح نظام مالیه خواهم پرداخت. میزان خرج دولت یک میلیون تومان (۵۰۰هزار لیره) بیشتر از عایدی آن است. باید از مواجب و مستمری کاست؛ به علاوه ۱۰ درصد بر مالیات افزود؛ گمرکات که تاکنون در اجاره افراد بوده باید تحت اداره دولت بیاید؛ هر ولایتی باید پیشکار مالیه داشته باشد که مسئول دیوان استیفا باشد و مستقل از حکومت آنجا؛ و ۶۰۰ هزار تومان مستمری که حاج میرزا آقاسی در حق دوستان ماکوئی خود برقرار نموده باید یکسره قطع شود.»

 

امیر برای اصلاح امور مالی و اداری شروع به بروز رسانی اطلاعات مالی و مالیاتی خود کرد. او به دفاتر مالیاتی موجود از زمان کریم خان زند دست یافت و بر اساس اطلاعات آنها و مطالب دریافت شده جدید شروع به تنظیم مالیات استان ها، ولایات و کسبه مختلف کرد. امیر برخی از مستمری‌ ها را قطع کرد و برخی را کاهش داد. براتهای معوقه را به قیمت پایین‌ تر نقد کرد و دستور داد دیگر چنین برات‌ های بی‌اعتباری صادر نشود. با اقدامات امیرکبیر، تقریبا همه ولایات ممالک محروسه مالیات خود را پرداخت کردند. وزیر مختار انگلیس در زمان صدارت میرزا تقی خان می‌ نویسد: منطقه فارس هیچ‌وقت مثل حالا تحت فرمان دولت مرکزی نبوده است و از زمانی که در خاطر است خوانین محلی آنجا مالیاتی به دولت نمی‌دادند، اما اکنون از آنان مالیات گرفته می‌ شود.

 

امیر برای تعدیل دخل و خرج کشور برای اولین بار شروع به تنظیم بودجه کشور کرد. او هیاتی از مستوفیان را تحت نظر میرزا یوسف مستوفی الممالک گماشت که صورت درستی از بودجه مملکت را تنظیم کنند. امیر برای جبران کسری بودجه شروع به تنظیم حقوق ها و درآمدها کرد. او حتی حقوق شاه را کم کرد و مقدار آن‌را به ماهی ۲ هزار تومان و سالانه ۱۵ هزار تومان رساند، درحالیکه حقوق محمدشاه بیش از ۶۰ هزار تومان بود. امیرکبیر همچنین، حقوق و عایدی بیش از حد شاهزادگان، علما، شعرا و نزدیکان شاه را قطع کرد. مشهور است که به دستور امیرکبیر درآمد سالیانه قاآنی، ملک الشعرای دربار قطع شد. امیر به قاآنی پیشنهاد داد به جای سرودن اشعار تملق‌گونه کتاب های علمی مختلفی را از فرانسه به فارسی ترجمه کند تا حقوقش را بازگرداند. امیر حقوق جمیع علما را کسر کرد و به نصف رساند. عایدی بسیاری از شاهزادگان قطع شد. حال همه کس یکسان بود. او حتی عایدی افرادی را که به فرمان شاه حقوق دریافت کرده یا مالیات می گرفتند، قطع کرد.

 

امیر برای جلوگیری از فساد مالی که آن را نابود کننده ملک و دولت می دانست آنقدر وسواس داشت که حتی وزرا و ماموران را از دریافت هدیه و ارمغان منع کرد. او رسم مژدگانی و انعام دادن را منسوخ کرد. امیر به یکی از تجاری که ظرف آب‌پاشی برای او فرستاده بود، می‌ نویسد: این چیزها مایه خرسندی و خشنودی این‌جانب نمی‌شود .‌.. نه این‌جانب و نه خدام اعتاب علیه پادشاهی هیچ‌کدام به جز ظهور خدمتگزاری توقع دیگر نداریم. ‌

 

به جز این اقدامات، امیرکبیر گام های دیگری را هم برای از بین بردن فساد اقتصادی و ارتشاء برداشت. در آن زمان رسم بود مأمورین دولتی و سربازان لشکری هنگام عبور از نواحی مختلف، آذوقه خود را از مردم مطالبه می‌ کردند. این رسم که طلب سیورسات نامیده می‌شود توسط امیر لغو شد. به دستور امیر مأموریت‌ های دولتی باید به حکم دولت انجام می‌ شد و دولت هزینه انجام مأموریت را به مأمور می‌ پرداخت و مأمور هم موظف بود آذوقه اش را در طول مسیر خریداری کند. امیر همچنین قراردادهای بی حساب و کتاب دولت قبل با خارجی ها را لغو کرد. حذف مالیات از برخی مشاغل مولد، عزل ماموران و وزرایی که رشوه می گرفتند، تنظیم تیول، نظارت بر ماموران دریافت مالیات و… از جمله اقدامات دیگر امیرکبیر برای اصلاح ساختار مالی ایران بود.

 

بازگشت به خانه اول؛ نظم تقی خانی گذشت!

اقدامات انقلابی امیرکبیر  در طول کمتر از سه سال باعث افزایش درآمد ایران، تنظیم بودجه و بیشتر شدن رفاه اقتصادی عموم مردم شد. با این حال، بعد از عزل امیر به سرعت برق و باد همه چیز به نقطه اول بازگشت. نظم امیرکبیر از بین رفت، فساد زیاد شد، اشراف شروع به دریافت مواجب اضافی کردند و کشور منظم میرزا تقی خان در طول چند ماه به ویرانه بدل شد. امیرکبیر که ثمره سه سال فعالیت خود را بربادرفته می دید در یکی از آخرین نامه هایش به شاه از داغ دل و جگر آتش گرفته خود خبر داد. او نوشت: مردم بی سر و پا را با رشوه می‌ خواهند صاحب منصب کنند. این غلام نمی‌ تواند نظم دهد. بی نظم کارها پیش نمی‌ رود. فرمان دیروز باید باطل شود وگرنه همه مردم به خیالات خواهند افتاد. این درد غلام را می‌ کشد که مردم بگویند آن نظم میرزا تقی خانی گذشت. [با شنیدن چنین مطلبی] مرگ را بر خود گواراتر می دانم.


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید