توافق صلح امارات و اسرائیل و نظم جدید منطقه‌ای

به تحلیل کارشناسان سیاسی

به گزارش صدانیوز، توافق صلح میان امارات متحده عربی و اسرائیل را باید در سطح کلان (نظام بین‌الملل) و در چارچوب افول نظم کنونی و گذار نظام بین‌الملل از نظم مستقر و جایگزینی نظم جدید نگریست.

نظم جدید نمی‌تواند مانند گذشته یک نظم یکپارچه در سطح نظام بین‌الملل باشد بلکه در نظم جدید، مناطق و سیستم‌های تابعه دارای اهمیت مضاعف هستند که نظم باید در آنها برقرار شود. به‌عبارت‌دیگر در دوران جدید نظام بین‌الملل، سلطه منطقه‌ای تعیین‌کننده برنده بازی قدرت است. در همین راستا توافق صلح اسرائیل و امارات متحده عربی را باید در چارچوب نظم منطقه‌ای یا سیستم تابعه، تجزیه‌و‌تحلیل کرد. در سطح کلان، تنش فزاینده بین ایالات متحده آمریکا و چین نماد اصلی افول نظم موجود و گذار به نظم جدید است. این افول و گذار، موجب تجدیدنظر در استراتژی کلان آمریکا شده است؛ به‌عبارت‌دیگر، چرخه رقابت قدرت بین واحدهای بزرگ سیستمی به‌گونه‌ای است که حفظ قدرت یا ارتقای آن، مستلزم توجه به جغرافیا و به عبارتی سلطه جغرافیایی است که در نظم جدید، مناطق مهم‌ترین بخش جغرافیا هستند. در همین راستا استراتژی کلان آمریکا خروج از منطقه خاورمیانه و خلیج‌فارس و تمرکز بر حضور در منطقه دریای جنوبی چین است تا از سلطه منطقه‌ای چین در آن منطقه جلوگیری کند. در نگاه سیستمی به نظام بین‌الملل، منطقه یک جزء مهم از کل سیستم است؛ چراکه کشورها به‌عنوان کوچک‌ترین جزء تشکیل‌دهنده سیستم بین‌المللی، خود عضوی از سیستم منطقه‌ای محسوب می‌شوند که نظم ابتدا باید در این حوزه حفظ شود و معمولا عدم توان سیستم‌های تابعه در حفظ نظم منطقه‌ای است که سبب برهم‌خوردن نظم بین‌المللی می‌شود. به همین دلیل آمریکا تلاش کرده است تا قبل از خروج از منطقه خاورمیانه و خلیج فارس بین متحدین خود در این مناطق توافقی برقرار کند تا از این طریق نظم مورد نظر خود را در این مناطق برقرار کند. چنانچه توافق و ائتلافی بین متحدین آمریکا در خاورمیانه و خلیج فارس شکل نگیرد، تسلط منطقه‌ای آمریکا در این دو نقطه حساس از بین خواهد رفت. در کنار این موارد توافق احتمالی میان چین و ایران را هم باید مد نظر داشت که در صورت نهایی‌شدن، فضا برای نفوذ منطقه‌ای چین و هم‌زمان گسترش نفوذ ایران مهیا خواهد شد که نتیجه آن باخت آمریکا در منطقه خلیج فارس و به تبع آن باخت در بازی قدرت است. درباره حضور اسرائیل در منطقه خلیج فارس و شرکت در نظم جدید منطقه‌ای مد نظر آمریکا باید به نگرش سیستم تابعه (منطقه‌ای) اشپیگل و کانتوری ارجاع داد. طبق این نگرش، هر کشور تنها عضو یک سیستم منطقه‌ای است، به استثنای دو مورد؛ یکی قدرتمندترین دولت‌ها که در سیستم‌های تابعه مختلف مشارکت خواهند داشت و دوم برخی کشورها که در حد فاصل بین دو سیستم تابعه قرار دارند و ممکن است عضو هر دو سیستم تابعه مجاور باشند.
در این مورد آمریکا به‌عنوان ابرقدرت نظامی و قدرت اول اقتصادی دنیا در تمام سیستم‌های منطقه‌ای از جمله سیستم منطقه‌ای خلیج فارس حضور دارد. از سوی دیگر، اسرائیل به‌عنوان رژیمی که عضو سیستم منطقه‌ای خاورمیانه است با توافق صلح با امارات و در آینده با سایر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، جزئی از سیستم تابعه خلیج فارس نیز می‌شود و حضور تل‌آویو در خلیج‌فارس از این طریق امکان‌پذیر خواهد شد. یک نکته مهم در خصوص تلاش آمریکا برای وارد‌کردن اسرائیل به سیستم منطقه‌ای خلیج‌فارس وجود دارد و آن این است که آمریکا به‌خوبی می‌داند که کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس هرگز قادر به مهار نفوذ منطقه‌ای ایران نخواهند بود. بنابراین آمریکا به یک نیروی نظامی قدرتمند نیاز دارد تا بتواند موازنه قدرت را در خلیج‌فارس به نفع خود حفظ کند. به همین دلیل است که آمریکا تلاش کرده و خواهد کرد تا هرچه زودتر توافق صلح میان اسرائیل و امارات را به سایر کشورهای عرب منطقه خلیج فارس تسری دهد.
اما در این بین رهبران آمریکایی یک نکته حیاتی را نادیده گرفته‌اند. اصولا در هر سیستم منطقه‌ای، زمانی نظم برقرار می‌شود که بازیگران منطقه‌ای به‌ویژه بازیگران عمده و مهم در آن حضور داشته باشند. برای نمونه تاریخی می‌توان به هماهنگی و همکاری ایران و عربستان در دهه ۷۰ میلادی جهت برقراری نظم در خلیج‌فارس اشاره کرد. در آن زمان انگلستان تلاش کرد تا خلأ ناشی از خروج نیروهای خود از خلیج‌فارس را با برقراری روابط نزدیک میان ایران و عربستان برطرف کند. بریتانیا با این اقدام از یک طرف امنیت منطقه را به دست متحدین خود سپرد و از طرف دیگر مانع گسترش نفوذ کمونیسم شوروی در این منطقه شد. از نظر تاریخی ایران به‌همراه عربستان دو کشور بزرگ منطقه خلیج‌فارس هستند و هرگونه نظم و ترتیبات منطقه‌ای بدون حضور یکی از این دو قدرت بزرگ منطقه‌ای، منجر به شکست خواهد شد. به همین دلیل باید در موفقیت نظم منطقه‌ای جدید مد نظر آمریکا، تردید کرد. برای این تردید، دشمنی بنیادین بین ایران و اسرائیل به‌خوبی کفایت می‌کند. گسترش تنش میان تهران و تل‌آویو به منطقه خلیج‌‌‌فارس نه‌تنها نظم را در سیستم تابعه خلیج‌‌فارس به ارمغان نمی‌آورد بلکه در آینده باید شاهد افزایش درگیری‌ها و تنش‌ها در این منطقه باشیم.


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید