غنی‌سازی ۲۰ درصد، تهدید یا فرصت

به تحلیل وحید جلال زاده، نماینده مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست‌خارجی

اروپایی ها بعد از خروج دونالد ترامپ از برجام به جمهوری اسلامی ایران پیام رسمی دادند که جای ایالات متحده آمریکا را در برجام پر خواهند کرد و منافع اقتصادی و تجاری تهران را تأمین خواهند کرد، اما حالا بعد از چهار سال کار به جایی رسیده که ما حتی از اروپایی ها توقع و انتظار پرکردن جای آمریکا را نداریم، لطف کنند تعهدات و وظایف محوله خود را در برجام اجرایی و عملیاتی کنند.

به گزارش نباء خبر، از صبح دیروز دوشنبه ایران تزریق اورانیوم ۲۳۵ – U که تا حد ۴.۱ درصد غنی‌سازی شده بود را به شش آبشار سانتریفیوژ در سایت غنی‌سازی اورانیوم فردو برای غنی‌سازی تا غنای ۲۰ درصد آغاز کرد؛ اقدامی که در راستای تلاش دولت برای اجرایی کردن مصوبه مجلس موسوم به اقدام راهبردی برای لغو تحریم هاست.

در این بین اگر چه این طرح با مخالفت بسیاری از اعضای دولت به خصوص در سازمان انرژی اتمی و وزارت امور خارجه مواجه شد و حتی در برهه‌هایی این مخالفت ها لحنی کاملا تند به خود گرفت، اما نهایتاً دولت عملیاتی کردن بند اول مصوبه را در دستور کار قرار داد که با واکنش منفی اروپایی ها همراه بود. ضمن این که بسیاری معتقدند عملیاتی کردن این طرح عملاً باعث شکست در مذاکرات احتمالی تهران-واشنگتن و نیز به بن بست رسیدن تلاش‌های جو بایدن برای بازگشت به برجام و لغو تحریم هاست. دیپلماسی ایرانی برای بررسی بیشتر این مسئله و پاسخ به این سوال که آیا غنی‌سازی ۲۰ درصد، تهدید یا فرصتی برای منافع جمهوری اسلامی ایران در شرایط حساس کنونی است، گفت وگویی را با وحید جلال زاده، نماینده مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست‌خارجی پی گرفته است که در ادامه می‌خوانید:

پس از کش و قوس های فراوان در خصوص اجرا یا عدم اجرای مفاد طرح جنجالی مجلس یازدهم موسوم به طرح اقدام اهبردی برای لغو تحریم ها و مخالفت های دولت با آن سرانجام صبح دیروز دوشنبه با حضور بارزسان آژانس بین المللی انرژی اتمی در سایت فردو برای راستی آزمایی اطلاعات ارائه شده در سایه ارائه اصلاحیه پرسشنامه اطلاعات طراحی این سایت (فردو) به آژانس، نهایتا با برداشتن مهر و موم یک سیلندر ۱۳۷.۲ کیلوگرمی توسط بارزسان شاهد ترزیق اورانیوم (۲۳۵ – U) با غنای ۴.۱ درصد به شش آبشار سانتریفیوژ به منظور آغاز غنی‌سازی ۲۰ درصد بودیم تا ذیل این اقدام دولت رسما بند اول این طرح را عملیاتی کند؛ بندی که بیان می دارد: «در راستای تامین شروط ۹ گانه مقام معظم رهبری در خصوص توافق هسته ای، سازمان انرژی اتمی ایران موظف است بلافاصله پس از تصویب این قانون جهت مصارف صلح آمیز، نسبت به تولید اورانیوم با غنای ۲۰ درصد اقدام و سالانه به میزان حداقل ۱۲۰ کیلوگرم آن را در داخل کشور ذخیره کند و همچنین سازمان مذکور موظف است نیاز کشور برای مصارف صلح آمیز به اورانیوم با غنای بالای ۲۰ درصد را به طور کامل و بدون تأخیر تأمین نماید». حال سوال اینجاست که به باور منتقدین و مخالفین این طرح اجرا و عملیاتی کردن مفاد آن به ضرر منافع ملی است چرا که در آستانه روی کار آمدن بایدن و بازگشت واشنگتن به برجام و لغو تحریم‌ها این طرح می‌تواند تمام دستاوردهای دیپلماتیک را در طول چهار سال گذشته عملا تحت الشعاع قرار دهد و حتی در یک گام رو به جلو ایالات متحده و اروپایی ها را در یک جبهه علیه ایران قرار دهد، اما در آن سو موافقین طرح معتقدند اجرایی کردن مفاد طرح مذکور به بالا بردن توان چانه‌زنی دیپلماتیک تهران در مذاکرات احتمالی پیش رو با بالا بردن برگه های برنده ایران منجر خواهد شد. با توجه به این نکات اساسا آغاز غنی سازی ۲۰ درصدی را یک تهدید می دایند یا فرصت؟

بی تردید اجرایی کردن مفاد طرح اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها یک فرصت در جهت تامین منافع جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. در این راستا اعضای محترم کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس یازدهم با مطرح کردن این طرح و بررسی تمام ابعاد داخلی، منطقه‌ای و بین المللی آن و سنجیدن همه جوانب و تبعات سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی نهایتاً به این جمع‌بندی رسیدند که این طرح می تواند یک گام جدی و عملی برای رسیدن به کلیه امتیازات اقتصادی و تجاری باشد که متاسفانه به دلیل تحریم‌های ظالمانه و یکجانبه ایالات متحده آمریکا و نیز تعلل اروپایی‌ها در عمل به تعهدات برجامیشان طی چهار سال گذشته از ایران سلب شده بود. همان گونه که از اسم این طرح پیداست اقدامات و مفاد آن با هدف لغو تحریم ها تبیین و طراحی شده است. در این رابطه ما از اعضای وزارت امور خارجه، سازمان انرژی اتمی و دیگر کسانی که به نحوی با اجرای مفاد این طرح مرتبط هستند برای بررسی ابعاد آن دعوت به عمل آوردیم و جلسات مفصی هم برگزار کردیم. همان زمان هم مسئله پیروزی جو بایدن و احتمال بازگشت ایالات متحده آمریکا به برجام مطرح شد، لذا زمان بندی هایی که در طرح دیده شد به گونه‌ای بود که فرصت لازم برای جو بایدن به منظور بازگشت به برجام لغو تحریم ها دیده شود. پس اگر رئیس‌جمهور جدید ایالات متحده آمریکا در وعده خود برای بازگشت به برجام و لغو تحریم ها صادق و راسخ است فرصت کافی و لازم برای این مهم در طرح دیده شده است. ضمن اینکه تمام اقدامات و مفاد این طرح از جمله همین مسئله آغاز غنی‌سازی ۲۰ درصد، اقداماتی هستند که در صورت لغو تحریم ها و تاثیر عملی بر وضعیت معیشتی و اقتصادی کشور کاملا بازگشت پذیرند.

اما ۱۵ روز مانده به آغاز رسمی ریاست جمهوری جو بایدن، تهران غنی سازی ۲۰ درصد را در دستور کار قرار داده است. فکر نمی کنید زمان بندی مدنظر آن چنان که باید فرصتی به بایدن نداده است؟

اگر به خاطر داشته باشید زمانی که طرح مذکور ( طرح اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها) به صحن مجلس آمد طرح پیشنهادی من برای خروج فوری از پروتکل الحاقی تنها با اختلاف ۴ رای نتوانست موافقت مجلس را کسب کند. یعنی اگر طرح من چهار رای بیشتر کسب می‌کرد به موجب آن دولت پس از تصویب طرح به فوریت باید اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف می کرد. اما دوستان در آن موقع بازه و فرجه زمانی یک ماه یا دو ماه را برای توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی در طرح مذکور مطرح کردند که نهایتاً با ایراد شورای نگهبان این بازه زمانی به دو ماه افزایش پیدا کرد. این مهم اتفاقا ناظر به همین سوال شماست چون اجرای مفاد این طرح به گونه‌ای طراحی شده است که فرصت کافی برای جو‌ بایدن به منظور بازگشت به برجام و لغو تحریم‌ها دیده شده است، البته اگر رئیس‌ جمهور آمریکا در ادعای خود صادق و راسخ است. ضمن اینکه در راستای همین نکته برخی از اعضای دولت مفاد این طرح را در شرایط حساس کنونی مغایر با منافع ملی قلمداد کردند و حسن روحانی راسا این مسئله را مطرح کرد که با واکنش مجلس شورای اسلامی مواجه شد. به هر حال دولت موظف است که مصوبات مجلس شورای اسلامی را که به صورت قانون درآمده است، عملیاتی کند. لذا اقدام دیروز دوشنبه سازمان انرژی اتمی در آغاز غنی‌سازی ۲۰ درصد اقدامی قابل تقدیر است و امیدواریم همین گام نشان از بازگشت عقلانیت و درایت به دولت دوازدهم باشد. چون ما در تقابل با ایالات متحده آمریکا دارای یک تجربه ۴۰ ساله سیاسی و دیپلماتیک هستیم. این تجربه به ما می گوید هر زمان که تهران از خود حسن نیت نشان داده و تعدیل و انعطاف دیپلماتیک را در دستور کار قرار داده است متاسفانه به زیاده خواهی های آمریکایی ها و اروپایی ها و نهایتا نادیده گرفتن منافع ملی منجر شده است که آخرین مورد آن به گفته خود حسن روحانی باز می‌گردد. رئیس جمهور به صراحت عنوان داشته بود که در صورت اجرایی شدن برجام تمام تحریم ها، تاکید می کنم تمام تحریم ها بالمره لغو خواهد شد. من از شما می‌پرسم آیا ایالات متحده آمریکا و اروپایی ها به تعهدات خود در برجام عمل کردند؟ خیر. چون در عمل آنچه که روی داد این بود که جمهوری اسلامی ایران به تعهدات برجامی خود عمل کرد و در آن سو ایالات متحده آمریکا با خروج از برجام و بازگشت تحریم ها و نیز اروپایی ها با تعلل در عمل به تعهدات خود سبب شدند که جمهوری اسلامی یک طرفه بار تمام تعهدات توافق هسته ای را به دوش بکشد. این مسئله به هیچ وجه نه منطقی است، نه عقلانی و نه قابل توجیه است. پس به سوال ابتدایی مصاحبه بازمی‌گردم قطعاً مفاد این طرح در راستای تحقق منافع ملی و با هدف بالا بردن توان چانه‌زنی دیپلماتیک دولت در مذاکرات احتمالی پیش رو تبیین و طراحی شده است و عملیاتی کردن بندهای آن که با غنی سازی ۲۰ درصد شروع شده می تواند برگ های برنده بیشتری در اختیار ما قرار دهد. خصوصاً اینکه اخیرا یکی از مشاورین جو بایدن در مصاحبه ای صراحتا عنوان کرده است که یکی از پیش شرط ها های ایالات متحده برای بازگشت به برجام و لغو تحریم ها مذاکره در خصوص توان دفاعی و موشکی جمهوری اسلامی ایران است. پس ما چاره ای جز عملیاتی کردن مفاد طرح راهبردی مجلس نداریم.

اگر منظور شما از موضع گیری مشاور جو ‌بایدن ناظر به گفت وگوی یکشنبه جاری جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی جو بایدن با فرید زکریا، خبرنگار و مجری شبکه سی ان ان است که باید عنوان داشت برخی رسانه‌های داخلی به اشتباه نوشتند که سالیوان بازگشت آمریکا به برجام را مشروط به مذاکره بر سر برنامه موشکی کرده است که این برداشت از مصاحبه درست نیست. چرا که سالیوان در این مصاحبه گفت «باید در مذاکرات احتمالی پس از بازگشت دو طرف به برجام، تاکید می کنم پس از بازگشت دو طرف به برجام، برنامه موشکی ایران به بحث و مذاکره گذاشته شود ( has to be on the table). لذا اکنون آن چه که مهم است خود بازگشت به برجام و لغو تحریم هاست. حال سوال مهم اینجاست که آیا اجرایی کردن مفاد این طرح که با آغاز غنی سازی ۲۰ درصد که از دیروز دوشنبه شروع شده است به معنای خروج ایران از برجام نیست؟

هم چنان که قبلا هم اشاره کردم تک تک مفاد این طرحة نه تنها در راستای خروج از برجام نیست، بلکه تلاشی برای حفظ و تداوم حیات توافق هسته ای است.

حتی در صورت اجرایی شدن پیشنهاد مهم شما که نهایتاً به عنوان مهمترین بند طرح (بند ششم: دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است در صورت عدم اجرای کامل تعهدات کشورهای متعاهد طرف از جمله کشورهای ۱+۴ توافق هسته ای در قبال ایران و عادی نشدن روابط کامل بانکی و عدم رفع کامل موانع صادرات و فروش کامل نفت و فرآورده های نفتی ایران و برگشت کامل و سریع ارز منابع حاصل از فروش، دو ماه پس از تصویب این قانون در مجلس شورای اسلامی، نظارت های فراتر از پادمان از جمله اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی را متوقف کند) می تواند تبعات جدی حقوقی و دیپلماتیک را به دنبال داشته باشد؟

مسئله توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی جزو اختیارات جمهوری اسلامی ایران است که می تواند اجرای آن را متوقف کند. پس جمهوری اسلامی ایران باید حسن نیت طرف مقابل را در اجرای مفاد برجام، لغو تحریم ها و تاثیر مستقیم، عملیاتی و مشهود آن بر وضعیت معیشتی مردم شاهد باشد تا اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی کماکان در دستور کار قرار گیرد. قرار نیست که جمهوری اسلامی ایران از یک طرف شاهد تحریم‌ها، فشارها و اتهام زنی ها باشد و از طرف دیگر هم تمام بار تحریم ها و تعهدات برجامی را هم یک سویه به دوش بکشد و به صورت داوطلبانه اجرای پروتکل الحاقی را در دستور کار داشته باشد. باز هم تکرار می کنم هر جا و هر زمانی که جمهوری اسلامی ایران از خود حسن نیت و انعطاف نشان داده است شاهد زیاده‌خواهی‌های طرف مقابل بوده ایم. لذا منطقی ترین راه این است که جمهوری اسلامی ایران هم به اندازه و هم وزن خود اروپایی ها و آمریکا، عملیاتی کردن مفاد برجام را در دستور کار داشته باشد. به عبارت دیگر به هر اندازه که اروپایی ها و ایالات متحده آمریکا در ادعای خود نسبت به عمل به تعهدات برجامی و لغو تحریم ها صادق باشند، جمهوری اسلامی ایران بی‌شک در بازگشت به تعهدات برجامی از خود صداقت نشان خواهد داد، کما اینکه در طول سال های گذشته گزارشات مکرر آژانس بین المللی انرژی اتمی مویدی بر همین مسئله بوده است. ضمن اینکه تمام مفاد طرح مذکور در طرح مجلس با نظارت بازرسان آژانس در کمال شفافیت و اطلاع رسانی صورت گرفته است. هم چنانی که آغاز غنی‌سازی ۲۰ درصد هم با نظارت و اطلاع‌رسانی به بازرسان و خود سازمان انرژی اتمی از دیروز دوشنبه در مجتمع فردو شروع شد.

یکی از شبهات و شائبه های مهمی که برخی از مخالفین و منتقدین این طرح مجلس در محافل سیاسی و رسانه ای مطرح کردند مسئله معنادار بودن این زمان‌بندی و تعمد مجلس برای تصویب هر چه سریعتر و ابلاغ آن به دولت برای اجرایی شدن مفاد آن در آستانه روی کار آمدن جو بایدن، بازگشت آمریکا به برجام و لغو تحریم ها بود. چرا که مجلس در آستانه انتخابات ۱۴۰۰ به دنبال کارشکنی در فضای دیپلماسی و به شکست کشاندن مذاکرات است. ارزیابی و پاسخ شما به این شائبه و شبهه چیست؟

در زمان زمان بررسی این طرح در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی دو دیدگاه جدی وجود داشت، یک دیدگاه ناظر به همین گفته شما بود که از زبان برخی از منتقدین و مخالفین طرح بیان شد که این مصوبه دست دولت را در مذاکرات احتمال پیش رو خواهد است و باعث به شکست کشیدن مذاکرات خواهد شد، اما در مقابل دیدگاه دیگر بر این نکته و واقعیت غیرقابل انکار تأکید داشته و دارد که ما اکنون در شرایطی قرار داریم که چیزی برای مذاکره نداریم. ما هر آنچه که می توانستیم در مذاکرات برجام تعهد کردیم. من از شما می پرسم اگر این مصوبه مجلس نباشد و اگر احتمالا فردا روزی مسئله مذاکرات احتمالی در دستور کار قرار گیرد ایران با کدام اهرم فشار، با کدام برگ برنده، با کدام امتیاز دیپلماتیک و توان چانه زنی سیاسی وارد مذاکره شود؟! اساسا ایران باید روی چه چیزی مذاکره کند؟ من در پاسخ به همین سوال به صراحت عنوان می کنم که اگر این مصوبه به دولت ابلاغ نمی شد مذاکرات احتمالی پیش رو علاوه بر پرونده هسته‌ای باید روی توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران باشد. لذا برای مذاکره باید برگ برنده و اهرم فشار داشته باشیم تا توان چانه‌زنی دیپلماتیک افزایش پیدا کند. اگر ما در پرونده هسته‌ای دست به افزایش برگ های برنده نمی زدیم مطمئن باشید که شرایط به مراتب پیچیده و بغرنج تر می شد. پس در حقیقت این طرح نه برای کارشکنی در مسئله مذاکره و حمله به دولت در به شکست کشاندن مذاکرات، بلکه اتفاقاً در حمایت از دولت و برای افزایش توان چانه زنی سیاسی و دیپلماتیک ش در مذاکرات احتمالی پیش رو این مصوبه مطرح کردیم.

باز هم پیرو نگرانی‌ها در خصوص اجرای مفاد طرح مجلس حتی بازیگران همسو با جمهوری اسلامی ایران مانند روسیه و چین نیز در این رابطه مواضعی مطرح کردند که نشان از عدم رضایت پکن و مسکو دارد. در این راستا، میخائیل اولیانوف، نماینده این کشور در آژانس با توئیت اول دسامبر ۲۰۲۰/ ۱۱ آذر ۹۹ پیرامون تصویب مفاد این طرح به جمهوری اسلامی ایران هشدار داده بود. مضافاً اینکه همزمان با آغاز غنی سازی ۲۰ درصد پیتر استانو، سخنگوی کمیسیون روابط خارجی اتحادیه اروپا در گفت ‌وگو با اسپوتنیک گفت: اتحادیه اروپا مطلع شده که ایران سطح غنی سازی اورانیوم را بالا برده است. اگر این اعلام اجرایی شود به مثابه خروج قابل ملاحظه‌ ایران از پایبندی هایش به توافق هسته ای خواهد بود. این اقدام ایران پیامدهای خطرناکی بر مقابله با انتشار سلاح هسته ای خواهد داشت. ارزیابی شما در خصوص مواضع این کشورها چیست؟

زمانی که طرح مذکور در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در حال بحث و بررسی بود نگرانی های برخی از کشورهای همسو با ایران مانند روسیه و چین نیز به بحث گذاشته شد. نگرانی این کشورها بیشتر در خصوص مسئله خروج ایران از ان پی تی و یا توقف داوطلبانه پروتکل الحاقی است. اما نکته اینجاست که تمامی مفاد و بندهای طرح مجلس کاملاً کارشناسی شده، واقع‌بینانه و در جهت حفظ و تداوم حیات برجام و به منظور لغو تحریم ها و تامین منافع ملی است. در این راستا تمام کارشناسان و صاحب‌نظران سازمان انرژی اتمی و وزارت امور خارجه با حضور در نشست های کمیسیون امنیت ملی در این خصوص نظرات خود را مطرح کردند. بنابراین خود ناظران و کارشناسان وزارت امور خارجه و سازمان انرژی اتمی نیز تمام این بندها را در راستای حمایت از توافق هسته‌ای می‌دانند و نگرانی این دوستان و برخی کشورها چندان نمی تواند جدی باشد. ولی با این وجود پیرو نکته و سوال قبلی شما تنها مسئله ای که تا حدی می‌تواند نگرانی‌هایی را در داخل و یا در برخی از دوستان مانند روسیه و چین ایجاد کند به اجرایی شدن همان بند ششم در خصوص احتمال توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی بازگردد. البته در این راستا لازم به ذکر است که دوستان ما در وزارت امور خارجه باید با یک تحرک دیپلماتیک سعی کنند کشورهایی مانند چین و روسیه را از ابعاد این طرح و اجرایی کردن بندها و مفاد آن توجیه کنند تا نگرانی های آنها در خصوص تبعات آن مرتفع شود. چون قطعاً اجرایی کردن مفاد این طرح هیچ خدشه‌ای به تعهدات برجامی جمهوری اسلامی ایران و ماهیت توافق هسته‌ای وارد نخواهد کرد. ضمن اینکه باز هم تکرار می‌کنم تمام اقدامات این کار در صورت اجرایی شدن کاملاً بازگشت پذیر هستند به شرط آنکه اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها در عمل به تعهدات خود، لغو تحریم‌ها و تاثیر ملموس و مشهود آن بر وضعیت اقتصادی و معیشتی کشور صادق و راسخ باشند.

ما پیش از این در ۱۸ اردیبهشت ماه سال گذشته شاهد آغاز کاهش تعهدات برجامی در پنج گام بودیم که نهایتاً در ۲۴ دی ماه ۱۳۹۸/ ۱۴ ژانویه۲۰۲۰ و تنها به فاصله ده روز از پنجمین و آخرین گام کاهش تعهدات برجامی در چهاردهم دی ماه سال گذشته، همین تروئیکای اروپایی با انتشار بیانیه ای مشترک در بروکسل، آغاز سازوکار حل اختلافات برجامی که در نهایت به فعال کردن مکانیسم ماشه منجر می‌شود را در واکنش به گام های کاهش تعهدات برجامی اعلام کرده بود. به موازات آن بسیاری از کارشناسان و صاحب نظران معتقدند اجرایی کردن تک‌تک بندهای طرح مجلس می‌تواند ابعاد، آثار و تبعات منفی و مخرب دیپلماتیک، سیاسی و امنیتی برای پرونده هسته‌ای ایران تا مرحله ارجاع پرونده به شورای امنیت را داشته باشد. کما این که اروپایی ها در جریان نشست اول دی ماه/ ۲۱ دسامبر۲۰۲۰ وزرای امور خارجه عضو برجام از عنوان «آخرین فرصت» برای ایران به منظور حفظ برجام استفاده کردند و در مقابل هم محمد جواد ظریف مشابه همین لفظ آخرین فرصت را برای اروپایی‌ها و ایالات متحده به کار برد. حال در چنین شرایط حساسی اساساً اجرایی کردن مفاد این طرح تا چه اندازه می‌تواند اقتضائات سیاسی و دیپلماتیک را تحت الشعاع قرار دهد؟

پیرو نکته مهم شما من هم منکر حساسیت های کنونی در حوزه سیاسی و دیپلماتیک نیستم کما این که منکر نگرانی برخی دوستان منطقه ای و فرامنطقه ای هم پیرامون اجرایی کردن مفاد این طرح هم نیستم. اما آنچه که برای ما اصل است تامین منافع جمهوری اسلامی ایران است. به هر حال ما باید برای لغو تحریم‌ها یک برنامه‌ریزی و یک راهبرد مشخص را در دستور کار قرار دهیم. کشور در شرایط سخت تحریمی و مشکلات متعدد اقتصادی و معیشتی قرار دارد. این وضع قابل تحمل نیست. باید منافع ملی کشور حفظ و تامین شود. متاسفانه بسیاری از کارشناسان و ناظرانی که مخالفت با این طرح مجلس هستند، اکنون اذعان دارند مذاکرات برجامی به شکست رسیده است به گونه‌ای که حتی سید عباس عراقچی، معاون سیاسی وزارت امور خارجه در یکی از نشست های کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی به صراحت عنوان داشت که برجام هیچ گونه منافع و عایدی اقتصادی برای ما نداشته است. یعنی توافق هسته‌ای فاقد منافع اقتصادی و تجاری برای جمهوری اسلامی ایران است و تنها اندکی منافع نیم بند سیاسی و دیپلماتیک برای ما به همراه دارد. من از شما می‌پرسم آیا منطقی است ما برای منافع نیم بند سیاسی و دیپلماتیک در برجام تمام بار تعهدات توافق هسته‌ای را یک سویه بر دوش بکشیم و از منافع خود عدول کنیم؟! اگر قرار است ما به نگرانی اروپایی ها و دیگر کشورها توجه کنیم قطعاً باید در آن سوی این بازیگران هم به نگرانی های ما در ۴ سال گذشته توجه کنند. اروپایی ها بعد از خروج دونالد ترامپ از برجام به جمهوری اسلامی ایران پیام رسمی دادند که جای ایالات متحده آمریکا را در برجام پر خواهند کرد و منافع اقتصادی و تجاری تهران را تأمین خواهند کرد، اما حالا بعد از چهار سال کار به جایی رسیده که ما حتی از اروپایی ها توقع و انتظار پرکردن جای آمریکا را نداریم، لطف کنند تعهدات و وظایف محوله خود را در برجام اجرایی و عملیاتی کنند. اما متاسفانه اروپایی ها در فضای سیاسی، رسانه ای و دیپلماتیک به گونه‌ای برخورد می کنند که گویی به تمام تعهدات برجامی خود عمل کرده اند و در آن سو این ایران است که با نقض تعهدات برجامی به دنبال کاهش تعهدات هسته ای است. این در حالی است که در واقعیت به همان اندازه که دونالد ترامپ و ایالات متحده آمریکا با خروج از برجام و بازگشت تحریم‌های بی‌سابقه و ظالمانه علیه جمهوری اسلامی ایران و اعمال فشارهای جدی به مردم شریف ایران مقصر و گناهکار اند، اروپایی‌ها نیز با تعلل در عمل به تعهدات برجامی خود و بسنده کردن به لفاظی‌های سیاسی و دیپلماتیک در حق جمهوری اسلامی ایران ظلم و جفا کردند. پس دلیلی ندارد در این شرایط ما توجه و اعتنایی به نگرانی اروپایی ها داشته باشیم چون اروپایی ها هم به نگرانی ما در چهار سال گذشته هیچ گونه اعتنایی نکردند. ما در این چهار سال به اندازه کافی، هم به آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها فرصت دادیم، اما آنها تنها یک بازی سیاسی و دیپلماتیک را در یک لفاظی دیپلماتیک پی گرفتند. ولی ایران در عمل طی این چهار سال گذشته از منافع ملی خود در توان و دانش هسته ای دست کشید و به موازاتش تمام بار و سختی های تحریم‌ها را هم به جان خرید. ما بعد از خروج دونالد ترامپ از برجام به اروپا دو هفته، بعد دو ماه و بعد هم یک سال فرصت دادیم. پس از آن بود که جمهوری اسلامی ایران مسئله آغاز کاهش تعهدات برجامی را در ۵ گام در دستور کار قرار داد. لذا ضمن اینکه من منکر نگرانی‌های کشورهای حاضر در برجام و نیز حساسیت کنونی در فضای سیاسی و دیپلماتیک نیستم، اما نباید این مسئله باعث شود که ما از منافع ملی خود دست بکشیم.

در راستای تاکیدتان پیرامون اولویت منافع جمهوری اسلامی ایران اکنون با یک خوانش دو گانه حقوقی، هم در رابطه با گام های کاهش تعهدات برجامی و هم مفاد طرح مجلس مواجهیم. از یک طرف تهران به قول شما در جهت حفظ منافع ملی دست به کاهش تعهدات برجامی و اجرایی کردن مفاد طرح مجلس زده است. لذا اساساً، هم ۵ گام کاهش تعهدات برجامی و مفاد طرح مجلس، نه برای نابودی برجام، بلکه به تلاشی به منظور حفظ و بقای حیات توافق هسته ای به شمار می‌رود. اما در آن سو و در خوانشی کاملا متفاوت و متضاد اروپایی ها معتقدند، هم گام های کاهش تعهدات برجامی و به خصوص مفاد این طرح عملا به معنای خروج جمهوری اسلامی ایران از این توافق هسته ای است. ارزیابی شما از این خوانش دو گانه حقوقی چیست؟

زمانی که مفاد طرح اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی به بحث و بررسی گذاشته شده بود از کارشناسان حقوقی نیز دعوت به عمل آوردیم تا ابعاد حقوقی آن هم بررسی شود. ضمن اینکه زمانی که شورای عالی امنیت ملی مسئله گام های کاهش تعهدات برجامی را رسماً در دستور کار قرار داد به هیچ وجه اروپایی‌ها از آن به عنوان خروج ایران از برجام یاد نکردند، اگرچه در تصدیق نکته شما با تشدید نگرانی ها نهایتا مسئله آغاز فرآیند حل اختلافات برجامی در دستور کار اروپایی ها قرار گرفت. اما مسئله و نکته مهم اینجاست که دولت حسن روحانی در عمل به همان پنج گام مدنظر خود هم کوتاهی کرد. پس اعضای محترم مجلس شورای اسلامی در راستای وظایف محوله و برای صیانت از منافع ملی در جهت لغو تحریم‌ها و برای پر کردن خلا گام های کاهش تعهدات برجامی و در حقیقت مکمل آن پنچ گام دولت در سال گذشته، اقدام به تصویب این طرح کرد. بنابراین، نه آن پنج گام کاهش تعهدات برجامی و نه عملیاتی کردن مفاد طرح مجلس موسوم به اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها در خوانش حقوقی به معنای تلاش جمهوری اسلامی ایران برای خروج از برجام نیست، بلکه بلعکس تلاش ما برای حفظ برجام است، اما به شرط آن که منافع ملی ما هم در نظر گرفته شود. به این معنا که باید منافع جمهوری اسلامی ایران در خصوص ابعاد تجاری و اقتصادی توافق هسته ای عملیاتی شود. ما اگر به دنبال خروج از برجام بودیم لازم به این فرآیند پیچیده سیاسی و حقوقی در مجلس برای مطرح کردن این طرح و بررسی مفاد و بندهای آن نبودیم، کافی بود دولت و شورای عالی امنیت ملی در یک اقدام مستقیم، سریع و صریح، خروج ایران از برجام را مطرح می‌کرد.

پیرو اشاره چندباره شما مبنی بر حضور و دعوت از کارشناسان سیاسی، دیپلماتیک و حقوقی از وزارت امور خارجه، سازمان انرژی اتمی و دستگاه‌ها و نهادهای ذیربط و مسئول در زمان بحث و بررسی مفاد طرح، اما بسیاری معتقدند که در زمان چکش کاری مفاد و بندهای طرح اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها عملاً دعوتی از این افراد و مسئولین به عمل نیامده است، بلکه اعضای کمیسیون متبوع شما (کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس) تنها اقدام به دعوت از برخی کارشناسان با یک دیدگاه سیاسی مشخص و همسو با مجلس یازدهم را در دستور کار قرار داده اند و یا حتی در صورت دعوت از مقامات و مسئولین سازمان انرژی اتمی و دستگاه دیپلماسی نظرات آنها در بررسی نهایی طرح اعمال نشد، کما اینکه مقامات دستگاه سیاست خارجی و سازمان انرژی اتمی به صراحت مخالفت خود را با طرح مجلس بیان داشتند. حتی کار به جایی رسید که حسن روحانی نیز مستقیماً اعتراض و مخالفتش با این طرح بیان داشت. پاسخ شما به این شبهه چیست؟

اولاً روال سیاسی و حقوقی مجلس شورای اسلامی این است که هر زمان طرحی در هر کمیسیونی مطرح می‌شود از وزیر، رئیس دستگاه، معاونین و مسئولین نهادهای مربوطه و ارگان های ذیربط در جهت اجرایی شدن طرح مذکور دعوت به عمل می آید تا نظرات و دیدگاه های آنها نیز در طرح دیده شود. همین رویه در کمیسیون امنیت ملی هم پی گرفته شد. یعنی زمان بحث و بررسی پیرامون طرح اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها از خود آقای محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه، سیدعباس عراقچی، معاون سیاسی وزارت امور خارجه، علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی، بهروز کمالوندی، معاون و سخنگوی این سازمان و هر مسئولی از هر نهاد و دستگاه ذیربطی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در اجرای مفاد این طرح دخیل هستند به کررات دعوت به عمل آمد. ضمن این که ما از معاونین و کارشناسان وزارت امور خارجه در بررسی این طرح دعوت به عمل آوردیم، هر چند که در پاره ای از مواقع این افراد نظراتی مخالف با اعضای محترم کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس داشته و دارند، اما در نهایت این نمایندگان مجلس هستند که بنا به وظیفه محوله خود، ضمن بررسی و سنجیدن تمام ابعاد و زوایای مسئله و با در نظر گرفتن تمام نظرات افراد از همه دستگاه‌ها، نهادها و طیف های سیاسی نهایتاً به یک جمع بندی در خصوص چکش‌کاری بندهای طرح مذکور می رسد. لذا من قویا این شائبه و شبهه را رد می کنم. تکرار می کنم در این جلسات از تمامی این کارشناسان دعوت به عمل آوردیم، هم کارشناسان سازمان انرژی اتمی و هم معاونین و کارشناسان وزارت امور خارجه و دیگر نهادها و ارگان های مسئول و ذیربط در اجرای مفاد این طرح. ما ساعت ها پای صحبت ها و نظرات آنها نشسته ایم، اما نهایتاً این نمایندگان هستند که باید این طرح را تعیین تکلیف کنند. لذا امکان دارد که نظر نهایی نمایندگان مجلس با برخی از مسئولین در دستگاه سیاست خارجی، سازمان انرژی اتمی و اعضای دولت پیرامون اجرایی کردن مفاد مجلس همخوانی نداشته باشد. ما بنا به وظیفه حساس خود و در جهت حفظ و تامین منافع ملی صلاح را بر آن دیدیم که این طرح در چهارچوب این مفاد به دولت برای اجرایی شدن ابلاغ شود.


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید