سند همکاری ایران و چین، موتور محرکه احیای برجام

به تحلیل کارشناسان سیاسی

تحرکات و تلاش‌ها از جانب ایالات متحده آمریکا و اروپایی ها طی ۱۰ روز اخیر با چه هدفی در دستور کار قرار گرفته است و مهمتر از آن آیا نتجیه نهایی این تحرکات دیپلماتیک که همه نگاه ها را به نشست فردا سه‌شنبه کمیسیون مشترک برجام در وین خیره کرده است احیای برجام خواهد بود؟

به گزارش نباء خبر، به  تحلیل سیدجلال ساداتیان کارشناس سیاسی، پس از رایزنی‌های اعضای ۱+۴ با ایران در نشست جمعه گذشته کمیسیون مشترک برجام در خصوص چشم انداز بازگشت آمریکا به توافق اصلی و نیز رفع تحریم ها، تلاش های دیپلماتیک برای احیای برجام به طور فزاینده‌ای افزایش پیدا کرده است به گونه ای که بسیاری از کارشناسان، صاحب نظران و رسانه‌های داخلی و خارجی این دوره از تحرکات دیپلماتیک اروپا و ایالات متحده آمریکا برای تداوم حیات توافق هسته ای را جدی تر و متفاوت از هر برهه دیگری در طول چهار سال گذشته پس از خروج دونالد ترامپ از برجام می‌دانند به خصوص که در آستانه برگزاری نشست کمیسیون مشترک برجام در وین که قرار است فردا سه شنبه در وی برگزار شود. اما این تحرکات و تلاش‌ها از جانب ایالات متحده آمریکا و اروپایی ها طی ۱۰ روز اخیر با چه هدفی در دستور کار قرار گرفته است و مهمتر از آن آیا نتجیه نهایی این تحرکات دیپلماتیک که همه نگاه ها را به نشست فردا سه‌شنبه کمیسیون مشترک برجام در وین خیره کرده است احیای برجام خواهد بود؟ بررسی این مسائل، محور گفت وگوی دیپلماسی ایرانی با سید جلال ساداتیان، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در انگلستان و تحلیلگر روابط بین‌الملل است که در ادامه از نظر می گذرانید:

بعد از نشست جمعه گذشته اعضای کمیسیون مشترک برجام اکنون همه نگاه ها به ادامه این نشست که فردا سه شنبه در وین برگزار می شود، دوخته شده است. پیش از پرداختن به تاثیر و خروجی نشست فردا از نگاه شما دلیل این میزان از تحرکاتی اعضای برجام به خصوص سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلستان و مهمتر از آن آمریکا برای تداوم حیات توافق هسته ای چیست؟

در پاسخ به این سوال مهم شما باید عنوان داشت که موتور محرکه تلاش های اخیر اعضای برجام با محوریت آلمان، فرانسه و انگلستان و مضافاً آمریکا برای بازگشت ایالات متحده به توافق هسته ای یقیناً به اقدام تهران و پکن در امضای سند جامع همکاری‌های راهبردی ۲۵ ساله بازمی‌گردد. چرا که اگر دقت کرده باشید تمام این تحرکات و تلاش های اروپا و آمریکا برای تداوم حیات توافق هسته ای درست بعد از امضای سند همکاری های ایران و چین اوج پیدا کرد. لذا باید گفت که تمام این تلاش ها عملاً برای عدم عملیاتی شدن مفاد این سند است.

اگر شما بر این باورید که موتور محرکه تلاش‌های ۱۰ روز اخیر اعضای برجام برای بازگشت آمریکا به توافق هسته‌ای به امضای سند همکاری های راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین باز می گردد، آیا این تلاش ها سبب خواهد شد که این سند به محاق رود؟

خیر، چرا که اگرچه به اذعان و باور بسیاری از کارشناسان داخلی و خارجی و نیز ناظران امر جمهوری اسلامی ایران بعد از اقدام دونالد ترامپ برای خروج از برجام، احیای تحریم ها و اعمال سیاست فشار حداکثری به سمت امضای سند همکاری های راهبردی با چین به منظور تقابل با این تحریم ها پیش رفته است، اما در یک لایه عمیق تر از تحولات باید اینگونه عنوان داشت که اساساً نقطه آغازین این سند به سال ۹۴ و سفر رئیس جمهور چین به ایران باز می گردد. بله درست است که ایران به منظور تقابل و تحریم ها روند تصویب و امضای این سند را تسریع کرد، ولی حتی اگر ترامپ به کاخ سفید راه پیدا نمی کرد و یا این اقدامات را طی چهار سال گذشته در قبال برجام انجام نمی داد و توافق هسته ای کماکان به حیات خود ادامه می داد به نظر می رسید که این سند در نهایت در دستور کار تهران و پکن قرار می‌گرفت، البته شاید با یک پروسه طولانی تر و در یک بازه زمانی بلند مدت تر. بنابراین اکنون که تلاش ها برای احیای برجام و لغو تحریم ها افزایش پیدا کرده حتی اگر به نتیجه ملموس برسد، با تجربه ای که جمهوری اسلامی ایران در قبال اقدامات دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ در قبال برجام و نیز عکس العمل جو بایدن طی سه ماه جاری پیدا کرده است، عملیاتی کردن مفاد این سند را در دستور کار قرار خواهد داد، خصوصا که دولت حسن روحانی در ماه‌های پایانی حیات خود قرار دارد و به باور بسیاری از کارشناسان دولت آتی بعد از انتخابات سال جاری یک دولت اصولگرای رادیکال و یا نظامی است که تلاش جدی برای عملیاتی کردن نگاه به شرق دارد.

با توجه به تحلیلی که ارائه دادید سوال مهمتری که به ذهن می رسد ناظر بر این نکته است که آیا در صورت تداوم شرایط کنونی به خصوص اعمال تحریم ها و سیاست فشار حداکثری، اساساً بستری برای عملیاتی شدن مفاد سند همکاری های راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین وجود دارد. چرا که به باور بسیاری از کارشناسان سند ۲۵ ساله در شرایط کنونی که تحریم‌های جدی علیه ایران اعمال می‌شود عملاً فهرستی از آرزوهای تهران و پکن است؟

بله این گزاره درست است. چرا که در شرایط تحریمی کنونی، هم چین و هم ایران با موانع بسیار زیادی برای عملیاتی کردن مفاد این سند مواجه هستند. بنابراین در این وضعیت نمی‌توان به آینده سند ۲۵ ساله امیدوار بود. اتفاقا از این روست که وانگ ای، وزیر امور خارجه چین در سفر هفته گذشته به ایران برای امضای این سند مواضعی در خصوص تعدیل تنش بین تهران و واشنگتن را در دیدار با روحانی مطرح کرد. چرا که به باور خود چینی ها نیز قطعاً تداوم این شرایط نمی‌تواند به نفع پکن باشد. شاید از همین روست که چینی ها هم در کنار آلمان، فرانسه و انگلستان خواهان حل و فصل هر چه سریعتر توافق هسته‌ای و احیای برجام هستند. کما این که مشابه همین تلاش در خصوص روسیه نیز صدق می کند. به هر حال بحرانی ‌تر شدن پرونده فعالیت‌های هسته‌ای ایران، نه تنها مطلوب نگاه اروپایی ها و آمریکا نیست که حتی منافعی را هم برای روسیه و چین در پی ندارد. لذا طبیعی است که چینی‌ها هم فارغ از مفاد سند همکاری‌های راهبردی ۲۵ ساله به دنبال حل و فصل هرچه سریعتر برجام و احیای آن باشند. چون ذیل این شرایط امنیت روسیه و به طریق اولی چین را هم درگیر خواهد کرد. به هر حال نباید فراموش کرد که چین بزرگ‌ترین مشتری نفت و گاز در جهان است که عمده منابع خود را از خاورمیانه و خلیج فارس تامین می کند. پیرو این مهم تداوم و افزایش امنیت در این منطقه به منظور تامین انرژی چین تا حد بسیار زیادی به تعدیل مناقشه و تنش ایران و ایالات متحده آمریکا بازمی‌گردد که نقطه آغازین ان احیای برجام خواهد بود. پس طبیعی است که چینی ها هم به دنبال احیای توافق هسته ای باشد. از طرف دیگر قطعاً بازگشت آمریکا به برجام و لغو تحریم ها مسیر بسیار هموارتری را پیش روی پکن برای عملیاتی کردن مفاد سند همکاری‌های ۲۵ ساله قرار خواهد داد. حال با توجه به نکات یاد شده می توان اینگونه عنوان کرد که اتفاقاً منافع چین از ابعاد گوناگون اکنون به تلاش برای بازگشت آمریکا به برجام، احیای توافق هسته ای و لغو تحریم ها گره خورده است.

پیرو نکاتی که ارائه داشتید پرسش اساسی‌تر این است که اگر به باور شما تا زمانی که سیاست فشار حداکثری و تحریم های آمریکا علیه ایران ادامه دارد پکن نمی‌تواند اقدامی جدی برای عملیاتی کردن مفاد سند ۲۵ ساله داشته باشد، پس چرا اروپایی ها و ایالات متحده آمریکا از امضای این سند نگرانند، به گونه ای که طیف گسترده از دیپلمات‌ها و کارشناسان من جمله حضرتعالی معتقدند موتور محرکه تلاش‌های ۱۰ روز اخیر غربی‌ها برای بازگشت امریکا به برجام و احیای این توافق به واسطه نگرانی بعد از امضای سند ۲۵ ساله باز می گردد؟

بله قطعاً تا زمانی که تحریم‌ها و سیاست فشار حداکثری به قوت خود باقی باشد چینی‌ها نمی‌توانند گامی مهم و اساسی برای عملیاتی کردن مفاد سند ۲۵ ساله بردارند، اما نگرانی آمریکا و اروپایی‌ها نسبت به این سند ناظر به تهدیدهای راهبردی امضای این سند است. به هر حال چین در ابعاد گسترده و متنوع از سیاست تا دیپلماسی، امنیت و به خصوص تجارت و اقتصاد به بزرگترین و مهمترین رقیب آمریکا بدل شده است که در مدت زمان کوتاهی می تواند جای او را در مناسبات جهانی بگیرد. از طرف دیگر قطعاً نگاه غایی بازیگر مهم منطقه‌ ژئواستراتژیک خاورمیانه یعنی جمهوری اسلامی ایران نیز می‌تواند در سمت و سودهی به آینده روابط بین الملل با محوریت رقابت چین و آمریکا بسیار مهم باشد. از این روست که امضای سند همکاری های ۲۵ ساله ایران و چین، فارغ از این که مفاد آن علیاتی بشود یا نه عملاً باعث شده است که تهدید های راهبردی برای منافع آمریکا و اروپا شکل گیرد. لذا آلمان، فرانسه، انگلستان و آمریکا از هر طریقی به دنبال آن هستند که مانع از تداوم و پررنگ تر شدن این همکاری‌ها بین چین و ایران ذیل این سند شوند تا از یک سو چین را مهار کنند و از طرف دیگر ایران را در جبهه خود قرار دهند تا سمت و سوی آینده تحولات در روابط بین الملل با محوریت رقابت چین و آمریکا به نفع غرب تمام شود.

به جریان های سیاسی داخلی در آستانه انتخابات خرداد ماه ۱۴۰۰ اشاره کردید. نکته بسیار مهمی که باید مد نظر قرار داد این است که به نظر می رسد جریان های اصولگرا مخالف برجام به دنبال ایجاد مانع در این مسیر باشند. نمونه بارز آن به رفتار رسانه های همسو با این طیف طی ده روز اخیر باز می گردد که هر گونه تحرک و تلاش برای احیای برجام را آماج حملات خود قرار داده اند. چرا که احیای توافق هسته‌ای عملاً به ضرر منافع آنها در آستانه انتخابات ریاست جمهوری تمام می‌شود. پیرو این نکته اکنون که زمزمه احیای برجام، لغو تحریم‌ها و بازگشت آمریکا به توافق هسته‌ای افزایش پیدا کرده است به نظر شما این جریان که به شکل پررنگی در مجلس حضور دارد مانع از به سرانجام رسیدن این مهم نخواهد شد. خصوصاً که بعد از نشست کمیسیون مشترک برجام در جمعه گذشته سید عباس عراقچی، معاون سیاسی وزارت امور خارجه به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی فراخوانده شد. پس باید پرسید که حتی اگر نشست فردا سه شنبه کمیسیون مشترک برجام به نتیجه ملموسی دست پیدا کند کارشکنی داخلی در خصوص آن شکل نخواهد گرفت؟

این نکته و تحلیل شما بسیار نگران کننده است، چراکه به نظر می رسد شرایط و تحرکات دیپلماتیک ۱۰ روز اخیر از جانب اروپا و آمریکا برای بازگشت ایالات متحده به برجام و لغو تحریم ها نمی تواند منافع جریان اصولگرای رادیکال را در آستانه انتخابات ۱۴۰۰ تامین کند و حتی می‌تواند منافع آنها را هم تهدید کند. از این روست که طی حیات دولت روحانی در هر دو دوره می بینند که چالش های متعددی در سطح جریان های سیاسی داخلی به خصوص اصولگرایان و منتقدان برای احیای برجام وجود دارد. شاید از این روست که اروپایی‌ها و آمریکا اذعان دارند که مسیر بسیار دشواری برای احیای توافق هسته ای پیش رو است. چرا که علاوه بر سطح اختلافات بسیار جدی بین تهران با اعضای برجام بر سر توافق هسته‌ای، قطعاً نگاه مخالفان برجام از جریان های داخلی آمریکا تا رژیم‌ صهیونیستی، عربستان سعودی و برخی از جریان های سیاسی داخلی در ایران مسیر بسیار دشواری را پیش روی اعضای کمیسیون مشترک برجام قرار داده است. با این حال یقینا اگر مسیر درست برای تامین منافع و اهداف جمهوری اسلامی ایران ذیل لغو تحریم ها پی گرفته شود دیگر هیچ بهانه‌ای از سوی جریان اصولگرا وجود نخواهد داشت. اما با توجه به روند طولانی دیپلماتیکی که در قبال لغو تحریم ها و احیای برجام وجود دارد این مسئله قطعاً به بعد از انتخابات ۱۴۰۰ موکول خواهد شد. بنابراین در یک نگاه واقع بینانه اصولگرایان در این ۷۰ روز باقی مانده تا سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری هرگونه تلاش و تحرکی برای مانع‌تراشی را برای عدم احیای برجام را در دستور کار قرار خواهند داد تا منافع انتخاباتی آنها تهدید نشود.


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید