حقوق بشر غربی یا حقوق بشر جهانی؟

به تحلیل کارشناسان سیاسی

سیاست‌های حقوق بشری غرب تابعی از منافع و شکل روابط غرب با دیگر کشورهاست. شکل رابطه و سطح منافع اقتصادی و سباسی و نظامی مبنایی اساسی در شکل استفاده غرب از این مساله به عنوان یک ابزار است. با استفاده از این ابزار ضمن مداخله در امور بقیه کشورها، هر گونه ناتوانی در شکل بخشی به منافعش در بقیه مناطق جهان را با استفاده از این ابزار پیش می برد. این سیاست های دوگانه به شکل مصداقی در خاورمیانه بین دو رقیب اصلی یعنی ایران و عربستان در جریان بوده است.

به گزارش نباء خبر، در اول اردیبهشت ۱۴۰۰ و طی یک رای‌گیری سازمانی، ایران به مدت چهار سال، عضو «کمیسیون مقام زن سازمان ملل» شد. عضویت ایران در کمیسیون مقام زن سازمان ملل، نشان دهنده بی پایه و اساس بودن تلاش دشمنان برای القای تفکر ضدنهادی و سازمانی جمهوری اسلامی است.

عضویت ایران در این نهاد که رسالتش توانمندسازی زنان است، در راستای ارزش‌ها و اهداف انقلاب اسلامی است. ارزش ها و اهدافی که در همان روزهای اول از سوی امام خمینی (ره) تبیین شده بود. این امر نشان دهنده یک واقعیت دیگر نیز هست. اینکه هر زمان رویه نهادها و سازمان‌های بین‌المللی بدون دخالت کشورهای متخاصم پیگیری شود، امکان کنشگری مثبت و در نتیجه امید به بهبود شرایط و مسائل جهانی زنده خواهد ماند. به عبارتی دیگر، هر گاه ماموریت‌های جهانی مبتنی بر مسائل مشترک بشری در این نهادها و سازمان‌های بین‌المللی، بدون دخالت امپریالیست گونه برخی کشورها پیگیری شده است، امیدها برای موفقیت در آن امر خواه حوزه مهاجرت باشد یا سلامت و بهداشت و یا زنان زنده خواهند ماند. در ادامه این یادداشت ضمن طرح رابطه میان حقوق زن و ارتباط آن به مساله حقوق بشر، معیار و تراز جهان غرب در این ارتباط را از دو محور بررسی خواهم کرد.

پیوند ماموریت کمیسیون زنان و مساله حقوق بشر

حقوق بشر چهره ژانوسی دارد و همزمان به اخلاق و قانون می‌نگرد. به عبارتی دیگر محتوای اخلاقی حقوق بشر نیز شکل حقوقی می‌گیرد. حقوق بشر به مثابه هنجار اخلاقی به هر موجودی که واجد صورت انسانی است ارجاع می‌دهد. اما به مثابه هنجار حقوقی تا آنجا از فرد فرد اشخاص حمایت می‌کند که این اشخاص به جامعه حقوقی خاصی به طور معمول شهروندان یک دولت – ملت تعلق دارند. بنابراین بین معنای عام (جهانشمول) حقوق بشر و شروط عملی تحقق آن تفاوت وجود دارد که بایستی در نظر گرفته شود. از سوی دیگر اسلام دو جنس زن و مرد را دو گوهر انسانی می‌داند و در شرافت و کرامت بشری تفاوتی بین آنها قائل نیست؛ به تعبیر قرآن هردو از یک منشأ بشری به وجود آمدند و خطابات مربوط به ارزش ذاتی انسان، شامل زن و مرد می شود. با این حال برخی این انتقاد را به حقوق بشر اسلامی وارد می کنند که در برخی از قواعد مانند ارث و دیه و شهادت اسلام حقوق متفاوتی را برای زنان و مردان در نظر گرفته است اما این تفاوت نه ناشی از خلقت و ذات متفاوت که ناشی از وضعیت اجتماعی و فرهنگی است. وضعیتی که در موضوع چهر ژانوسی حقوق بشر و ارتباط آن برای شرط تحقق حقوق بشر مورد اشاره قرار گرفت.

حقوق بشر جهانی به جای حقوق بشر غربی

فارغ از موضع گیری های غرض ورزانه‌ای که از سوی مدعیان حقوق بشر غربی نسبت به عضویت ایران در کمیسیون مقام زن سازمان ملل صورت گرفته است، به سیاست حقوق بشری غرب دو انتقاد اساسی وارد است.

اول اینکه مبتنی بر ارزش‌ها، هنجارها و فرهنگ غرب است و نه ارزش‌ها، هنجارها و فرهنگ جهانی. حقوق بشر جهانی دارای ویژگی های فرهنگی و برداشت‌ها متفاوت از منزلت بشری، مفصل بندی می‌شود. در این خوانش از برداشت‌های متفاوت از حقوق بشر حمایت می‌شود که ماهیتی چند فرهنگی دارد و به صورت بندی‌های متفاوت بر طبق فرهنگ‌های مختلف امکان کنشگری می‌دهد. از این نگاه اگر بحث بر سر شناسایی منزلت بشری است، باید دید که آیا به جز فرهنگ غربی دیگر فرهنگ‌ها چه پاسخی به آن می‌دهند و این پاسخ متفاوت در نهایت باید به شکل رسمی مورد شناسایی قرار بگیرد. همان‌طور که ریمون پانیکار اشاره می‌کند امروز، هیچ فرهنگ، سنت، ایدئولوژی یا مذهبی نمی‌تواند به نمایندگی از تمام نوع بشر سخن بگوید، چه رسد به این‌که بتواند به‌تنهایی تمام مشکلات آن را حل کند. امروز، گفتگو و مراودهای در میان انسان‌ها که معطوف به باروری متقابل باشد ضروری است. اما بعضاً شرایط لازم برای گفتگو فراهم نیست، چراکه گاه پیش‌شرط‌های نانوشته‌ای وجود دارند که طرفین نمی‌توانند به آنها دست یابند. صورت‌بندی فعلی حقوق بشر در واقع محصول گفتگویی بسیار جانبدارانه در بین فرهنگ‌های جهان است. جانبداری غرب که با ابزارهای دیگری به جز گفتگو و اقناع به دنبال القای نگرش خود در قالب حقوق بشر غربی است.

دوم اینکه سیاست‌های حقوق بشری غرب تابعی از منافع و شکل روابط غرب با دیگر کشورهاست. شکل رابطه و سطح منافع اقتصادی و سباسی و نظامی مبنایی اساسی در شکل استفاده غرب از این مساله به عنوان یک ابزار است. با استفاده از این ابزار ضمن مداخله در امور بقیه کشورها، هر گونه ناتوانی در شکل بخشی به منافعش در بقیه مناطق جهان را با استفاده از این ابزار پیش می برد. این سیاست های دوگانه به شکل مصداقی در خاورمیانه بین دو رقیب اصلی یعنی ایران و عربستان در جریان بوده است. ایران در این راستا بیشتر از آنکه برای ارزش‌ها و هنجارهای متفاوت و سیاست‌های متفاوت حقوق بشری نسبت به غرب تحت فشار قرار بگیرد، به خاطر حفظ استقلال استراتژیک خود در همه زمینه‌های امنیتی- نظامی و سیاسی تحت این فشار قرار گرفته است. به دلیل تفاوت نگاه ایران به نظم و نظام منطقه‌ای و بین‌المللی، جهان غرب تلاش دارد با بهره گیری از این ابزار، فشار حداکثری خود را برای رسیدن به منافع مدنظرش در منطقه پیگیری کند. امری که نتیجه‌ای جز بن بست گفتگو و رسیدن به منافع مشترک در پی نخواهد داشت.

نتیجه آنکه نظم و نظام جهانی به سمت و سویی در حرکت است که جامعه جهانی یا نگاه دیگر ملت ها و کشورها به مساله حقوق بشر را می پذیرد یا اینکه روندهای جهانی این حقیقت انسانی و استدلالی را مقابل آنها قرار می‌دهد. روندهای جهانی که نشان دهنده پایانی بر نگرش‌‎های یکجانبه به متر معیارهای حقوق بشری غربی است و نوعی تکثر و تفاوت را در مورد ارزش ها و هنجارهای حقوق بشری از فرهنگ های مختلف را محور خواهد کرد.


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید