آینده نگری تهران و ریاض ،سفارتخانه‌های ایران و عربستان در حال آماده شدن برای بازگشایی هستند

به نقل از منابع خبری

کارشناسان بر این باورند که با توجه به روند مذاکرات هسته‌ای وین مقامات عربستانی این ارزیابی را دارند که به احتمال زیادی تهران و واشنگتن به توافق در مورد مسئله هسته‌ای ایران خواهند رسید و از این رو بهتر است که آن‌ها زودتر از دولت آمریکا، با ایران به توافق برسند و کانال ارتباطی و دیپلماتیک خود را با این کشور در مورد موضوعات مختلف بازگشایی کرده و حتی تقویت نمایند و در عین حال، موضع خود را نیز در منطقه در برابر ایران حفظ کنند.

به گزارش نباء خبر، این‌طور که از خبرها پیداست یخ روابط ایران و عربستان که 5 سال است روابط دیپلماتیک خود را قطع کرده‌اند در حال آب شدن است. حالا چند ماهی است که انگار بن سلمان سر عقل آمده و عربستان سعودی که تا همین چندی پیش در بحبوحه “کارزار فشار حداکثری” دولت ترامپ علیه ایران، مواضع شدیدی را علیه تهران اتخاد می‌کرد و عملا به یک بازوی منطقه‌ای مهم برای واشنگتن در اِعمال سیاست‌های ضدایرانی‌اش تبدیل شده بود، اکنون مسیر تنش‌زدایی با ایران را در پیش گرفته و سعی دارد از شدت تنش‌ها با تهران بکاهد. تا جایی که جلیل رحیمی جهان آبادی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در توئیتی نوشته است:« روابط دو کشور مهم ایرانو عربستان در حال احیا و سفارتخانه‌ها در حال آماده شدن برای بازگشایی است، این امر آثار مهمی در کاهش تنش‌های منطقه‌ای و افزایش انسجام جهان اسلامدارد، نهادهای امنیتی و رسانه‌ها مراقب رذالت صهیونیستها و حماقت افراطیونباشند.» با این همه باید دید دلیل این چرخش عربستان چیست و اینکه از سرگیری روابط ایران و عربستان چه کمکی می‌تواند به بهبود اوضاع ما بکند؟

>ریشه اختلافات ایران و عربستان
عربستان در دوره حضور دونالد ترامپ در قدرت، عملا چک سفید امضایی را از دولت آمریکا دریافت کرده بود و تا حد زیادی در مسائل منطقه‌ای آزادی عمل داشت و قویا از حمایت‌های آمریکا نیز برخوردار بود. در همین دوران هم بود که فاجعه قتل “جمال خاشقچی” و یا حمله ائتلاف سعودی به یمن اتفاق افتاد که در تمامی این موارد، دولت ترامپ قویا از دولت عربستان و به طور خاص شخص محمد بن سلمان حمایت کرد و اجازه نداد که انتقادهای گسترده بین‌المللی، آسیبی به موقعیت ریاض وارد آورد. دولت عربستان در این دوران خریدهای گسترده تسلیحاتی را از آمریکا انجام می‌داد و در عرصه نبردهای جاریِ منطقه خاورمیانه نیز فعالانه کنشگری می‌کرد.
با این حال، پس از شکست ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری 2020 آمریکا و روی کار آمدن جو بایدن، ورق تا حد زیادی برای ریاض برگشت. دولت بایدن به طور مشخص برای رهبران عربستان این نکته را روشن ساخت که واشنگتن آزادی عملِ بی‌حد و مرز عربستان را نمی‌پذیرد و حتی در همین دوران بود که مسئله عدم حمایت واشنگتن از حمله ائتلاف سعودی به عربستان و فروش سنگینِ تسلیحات به این کشور مطرح شد و در عین حال دولت آمریکا به شدت دولت عربستان و شخص محمد بن سلمان را به دلیل کنشگری در قتل جمال خاشقچی هدف حمله قرار داد.
جدای از این موارد، تاکید دولت بایدن بر ضرورت متمرکز شدن آمریکا بر آنچه تهدید چین می‌خواند و ایجاد این تفکر راهبردی که واشنگتن باید توجه خود را معطوف به شرق آسیا و رویه‌های پکن در این منطقه کند و همراهی این موضوعات با مسائلی نظیر خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان و همچنین کاهش نفوذ و حضور آمریکا در خاورمیانه، عملا زنگ هشدار را در ریاض به صدا درآورده است. در این راستا شاهد بودیم که حتی آمریکایی‌ها بخشی از سامانه‌های موشکی خود را نیز که درکشورهای عرب حاشیه خلیج فارس مستقر بوده اند، از این مناطق خارج ساخته اند.
به نظر می‌رسد مجموع این مسائل، این درک راهبردی را در رهبران عربستان تقویت کرده که واشنگتن قابل اعتماد نیست و نمی‌توان در مواقع سخت و به طور دائم و همیشگی به آن تکیه داشت. در این راستا، این ایران است که عربستان باید برای همیشه آن را به عنوان همسایه خود بپذیرد و مشکلات خود را با آن حل کند. درست به همین دلایل است که عربستان راه تنش زدایی با ایران را بیش از همه در چارچوب منافع ملی این کشور ارزیابی کرده است.
از سوی دیگر کارشناسان بر این باورند که با توجه به روند مذاکرات هسته‌ای وین مقامات عربستانی این ارزیابی را دارند که به احتمال زیادی تهران و واشنگتن به توافق در مورد مسئله هسته‌ای ایران خواهند رسید و از این رو بهتر است که آن‌ها زودتر از دولت آمریکا، با ایران به توافق برسند و کانال ارتباطی و دیپلماتیک خود را با این کشور در مورد موضوعات مختلف بازگشایی کرده و حتی تقویت نمایند و در عین حال، موضع خود را نیز در منطقه در برابر ایران حفظ کنند.
>کارزار فشار حداکثری دولت آمریکا علیه ایران
در بحبوحه کارزار فشار حداکثری دولت ترامپ علیه ایران، رهبران عربستانی قویا با این فشارها علیه ایران همراهی می‌کردند و امید داشتند که این فشارها، باعث ایجاد تغییر جدی در رفتار خارجی ایران و حاضر شدنِ ایران پای میز مذاکره و گفتگو در مورد مسائل دیگرِ مرتبط با این کشور نظیر توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای آن نیز شود. با این حال، نه تنها این مسئله با مقاومت حداکثریِ ایران محقق نشد بلکه سعودی‌ها به یک درک راهبردی جدیدی نیز رسیدند.
این درک راهبردی زمانی حاصل شد که ریاض متوجه شد احتمال آسیب رسیدن به این کشور در چارچوب تنش‌ها میان تهران و واشنگتن وجود دارد. حمله به تاسیسات نفتی آرامکو از سوی حوثی‌های یمنی که با موشک و همچنین پهپاد انجام شد و همچنین حملات مکرر موشکی و پهپادی از سوی عناصر وابسته به محور مقاومت به مناطق حساس عربستان و در نقطه مقابل، انفعال آمریکا در برابر این حملات و عدم حمایت جدی از عربستان، عملا در میان رهبران عربستان ایجاد هراس کرد و آن‌ها را به این نتیجه رساند که بهتر است خود را قربانیِ هیچگونه تنش و درگیری احتمالی میان ایران و آمریکا نکنند و مسیر تنش زدایی با تهران را در پیش گیرند.
>عربستان و مواجهه با باتلاق جنگ یمن
یکی دیگر از چالش‌های اساسی و مهمی که در شرایط کنونی ذهن رهبران عربستان را به خود درگیر کرده، گیرافتادنِ آن‌ها در باتلاق جنگ یمن است؛ جنگی که از سال 2015 میلادی آغاز شده و تاکنون نه تنها نتیجه‌ای را برای ائتلاف سعودی به همراه نداشته بلکه عملا بنیان‌های امنیتی سعودی‌ها را نیز تا حد زیادی تهدید کرده و می‌کند. سعودی‌ها در مورد معادله یمن اکنون در شرایطی هستند که نه می‌توانند از این جنگ خارج شوند و نه قادرند این جنگ را آنگونه که مایلند به پایان برسانند.
حوثی‌ها نیز در چارچوب جنگ یمن، به تدریج بر توانمندی‌های نظامی خود افزوده‌اند و عملا در چندین نوبت ریاض پایتخت عربستان و بنادر و فرودگاه‌های راهبردی عربستان نظیر فرودگاه‌های ابها و ریاض را هدف حملات موشکی وپهپادی قرار داده اند. در این راستا، عربستان به واسطه تنش زدایی با ایران سعی دارد تا حوثی‌ها را قانع به پذیرش آتش بس و پایان آبرومندانه جنگ یمن کند. نباید فراموش کرد که دولت بایدن و برخی کشورهای اروپایی نیز به صراحت حمایت‌های خود از عربستان در چارچوب جنگ یمن را برداشته اند. امری که تا حد زیادی موضع عربستان را در این جنگ تضعیف کرده و به نوعی آن را جهت خاتمه دادن به چالش مذکور، به تنش‌زدایی با ایران و استفاده از ظرفیت نفوذ ایران بر حوثی‌ها جهت ایجاد آتش بس سوق داده است.
>عربستان و چشم انداز 2030 این کشور
محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی از زمان آغاز انتصابش به سمتِ ولایت عهدی عربستان، سعی داشته تا تصویری مدرن را از خود و عربستان و همچنین آینده این کشور، به جهانیان نشان دهد. در این راستا، او به طور خاص چشم انداز 2030 عربستان که در قالب آن این کشور باید به یک قدرت اقتصادی، فناوری و سیاسی قابل توجه در غرب آسیا(تا سال 2030) تبدیل شود را مطرح کرده است. با این حال، این چشم انداز که آبروی شخص بن سلمان تا حد زیادی به آن گره خورد، در شرایط کنونی و با توجه به جو بی‌ثباتی منطقه‌ای که دامنه آن به دلیل جنگ یمن و حملات حوثی‌های علیه عربستان به داخل خاک عربستان نیز کشیده شده، از شانس چندانی جهت محقق شدن برخوردار نیست. از این رو، عربستان جهت محقق کردن این چشم انداز، به فضایی امن وباثبات در منطقه نیاز دارد. فضایی که در آن ریاض روابط خوبی با همسایگانش داشته باشد و فارغ از هرگونه تنش و درگیری بتواند تمرکز خود را بر تحققِ مفاد و اهداف چشم انداز 2030 متمرکز سازد. در این چارچوب، در شرایط فعلی، عربستان سعی دارد از طریق تنش زدایی با ایران، به نوعی فضای مناسبی را برای تحقق چشم انداز مذکور ایجاد کند و به نحو بهتر و مناسب‌تری، منافع خود را محقق کند.
>آینده نگری تهران و ریاض
با این حال سوالی که مطرح است این است که سود ایران در از سرگیری ارتباط با عربستان چیست؟
پیرمحمد ملازهی، کارشناس خاورمیانه در این رابطه به آفتاب یزد گفت:« واقعیت این است که هم ایران و هم عربستان، در این مدت طولانی که در تقابل با یکدیگر بودند به یک نتیجه رسیده‌اند و آن هم این است که هر دوی این کشور‌ها به همکاری با یکدیگر نیاز دارند. به خصوص اینکه محمد بن سلمان یک سری برنامه‌های خاص برای توسعه عربستان صعودی در نظر گرفته است تا این کشور را از تک اقتصادی که وابسته به نفت است دور می‌کند و عربستان طبق این برنامه‌ها مسیری را طی خواهد کرد تا به یک کشور مدرن و متناسب با شرایط کنونی جهان تبدیل شود. بنابراین لازمه این موضوع این است که عربستان مناسباتش را هم در منطقه‌ای و هم در سطح بین‌المللی متعادل سازد. به همین دلیل هم عربستان در پی تنش زدایی با ایران است.»
وی تصریح کرد:« عربستان سعودی فکر می‌کند که به زودی سوخت فسیلی از مناسبات اقتصادی جهان حذف خواهد شد و به همین دلیل میخواهد اقتصاد کشورش را به سمتی ببرد که دیگر به نفت وابسته نباشد. برای این موضوع هم نیازمند ایجاد صلح و ثبات در منطقه هستند و فکر می‌کنند ایران یکی از قدرتهای منطقه‌ای است که هم به نفع آن‌ها می‌تواند به صلح و ثبات منطقه کمک کند و هم می‌تواند به ضرر آن‌ها صلح و ثبات منطقه را بر هم بزند. به همین دلیل هم، اینکه عربستان به سمت تنش‌زدایی با ایران پیش می‌رود کاملا عاقلانه است.»
این کارشناس افزود:« ایران هم برای حفظ و بر قراری امنیت خودش در منطقه نیاز دارد که با عربستان ارتباط داشته باشد. اگر روابط ایران و عربستان سعودی روابط درست شود، سایر کشور‌های حوزه خلیج فارس هم به سمت تنش زدایی با ایران پیش خواهند آمد. البته عربستان سعودی امیدوار است ایران روابطش را در سایر کشور‌های منطقه متعادل‌تر سازد.»

 


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید