از برادران خیامی تا ایلان ماسک

برادران خیامی

برادران خیامی دو سال قبل از اینکه ایلان ماسک نابغه ی آمریکایی به دنیا بیاید کارخانه ایران‌ ناسیونال را در میانه راه تهران- کرج ساختند.

به گزارش نبأخبر به نقل از ساعت ۲۴، در این کارخانه خودرو سواری پیکان تولید می‌شد که یکی از نام‌های از یاد نرفتنی در ایران است که بعدها و از سوی مخالفان سرمایه‌ داران به تمسخر گرفته شد.

حالا دیگر جوانان ایرانی شاید نام پیکان را نیز بسیار کم می‌شنوند و پراید کره‌جنوبی مشهورتر از پیکان شده است. به همین دلیل است که جوانان ایرانی نام خیامی‌ها را کمتر از نام پیکان شنیده و می‌شنوند.

این در حالی است که پیکان برای ایران برکت داشت. برکت ایران‌ناسیونال و پیکان آن قدر بود که بخشی از میراث باقی‌مانده از احمد خیامی در دوران اصلاحات از سوی وزارت نفت ۳۱۰ میلیون دلار به جهانگیری وزیر صنعت وقت داده شد تا خط تولید پیکان را از ایران ‌خودرو جمع کند در صورتی که رقم ۳۱۰ میلیون دلار را ضربدر ۲۴۰۰۰ تومان کنیم به رقم ۷۴۴۰ میلیارد تومان می‌رسیم. روزی که قرارداد به گور سپردن پیکان بسته می‌شد دست‌کم ۳۰۰ هزار خانوار ایرانی از پیکان نان می‌خوردند و این همان برکتی است که پیش از این نوشتم.

واقعیت این است که ایران ‌ناسیونال آن روزها و ایران ‌خودرو دهه ۱۳۷۰ موتور رشد و توسعه صنعت در ایران شدند و این نیز یکی از برکت‌های پیکان است. ایران‌ناسیونال آن روزها و ایران‌خودرو این روزها صدها مهندس، تکنسین، مدیرمالی و مدیرصنعتی به جامعه ایرانی تحویل داده و این نیز از برکات پیکان است.

با این توضیح آخر، یک پرسش مطرح است: احمد خیامی به مثابه بورژوازی ایرانی را چه می‌نامیم و رفتار وی را چگونه تحلیل می‌کنیم؟ در روزهای نخست پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷، احمد خیامی یکی از آن ۵۱ نفری شد که اموال و دارایی‌هایش مصادره و در اختیار نهادهای انقلابی قرار گرفت.

حالا اما پس از سپری شدن چندین دهه از سرکوب بورژوازی صنعتی ایران هنوز یک کارخانه خودروسازی از سوی بخش خصوصی تاسیس نشده است و صنعت خودروی ایران یکی از سخت‌ترین دوران خود را سپری می‌کند.

اگر خیامی در جایی که ایلان ماسک فعالیت می‌کرد زاد و رشد کرده بود شاید بیش از او کامیاب و موفق‌تر بود. بدون اینکه حالا در این نوشته کوتاه به بهانه مقایسه‌ای که مسعود خوانساری در اتاق تهران از این دو نام کرد تهیه شده است بخواهیم گذشته را واکاوی کنیم باید به این بیندیشیم که راه نجات شهروندان ایرانی از تهیدستی و فقر و فلاکت بدون تردید از محلی می‌گذرد که در آن خیامی‌های پرشماری در هر رشته صنعتی و بازرگانی امکان فعالیت در چارچوب قانون و عرف و بدون رانت و فساد را داشته باشند.

راه نجات شهروندان ایرانی بدون چون و چرا از جایی که در آن سیاستمداران میانمایه، مدیران ذی ‌نفوذ شرکت ‌های دولتی و نیز دیوان ‌سالاران حاکمیت دارند، نمی‌گذرد.


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید