از جمله آماری که درباره وضعیت سوءتغذیه در دسترس است مربوط به سال۲۰۲۳ است که وضعیت سوءتغذیه در ایران ۵/۶درصد بوده که نسبت به هند و کشورهای آفریقایی و چند کشور فقیر دیگر، ایران وضعیت بهتری دارد ولی در مقایسه با ترکیه، کویت، امارات و عربستان که میزان سوءتغذیه از ۵/۲ تا ۳درصد هستند، وضعیت ایران بدتر است و انتظار میرود با وجود بحران اقتصادی و تورم و گرانی مواد غذایی وضعیت سوءتغذیه بدتر هم شود.
به گزارش نبأخبر، افزایش شتابان تورم خوراکیها در کنار فشار هزینههای مسکن، سلامت و آموزش، امنیت غذایی بخش بزرگی از جامعه را بهطور جدی تهدید کرده است. آمارهای رسمی از رشد بیسابقه قیمت مواد غذایی حکایت دارند؛ روندی که مستقیما بر کمیت و کیفیت تغذیه خانوادههای ایرانی اثر گذاشته و گروههای آسیبپذیر را در معرض سوءتغذیه و گرسنگی مزمن قرار داده است.
سیمین کاظمی، پزشک و جامعهشناس از پیامدهای اجتماعی، جسمی و روانی این وضعیت میگوید و تاکید میکند که خروج گوشت و لبنیات و میوه از برنامه غذایی خود بهتنهایی مهمترین شاخص این بحران اقتصادی است. بیماران تهیدست و بخشی از طبقه متوسط حالا مجبورند با جایگزینها و مشابهها نیازهای تغذیهایشان را تامین کنند، مثلا بهجای گوشت، پای مرغ یا سویا بخورند. برخی مواد غذایی مثل لبنیات و میوه را بهجای مصرف روزانه به مصرف هفتگی یا ماهانه یا حتی گاهگاهی تقلیل دادهاند.
وی افزود: هرچه بحران اقتصادی شدیدتر میشود، نیازهای ضروریتری از زندگی حذف و کیفیت زندگی بدتر میشود. بحران اقتصادی مرحلهبهمرحله پیش آمده و حالا به غذا رسیده و جامعه در شرایطی است که برای تامین ضروریترین نیازش یعنی غذا احساس درماندگی میکند. آنچه وضعیت را بغرنج میکند این است که تورم و گرانی فقط به یک حوزه محدود نیست. سهم مسکن از هزینه خانوار بسیار بالا رفته و به ۵۰درصد هم میرسد. در کنار اینها هزینههای ضروری دیگر مثل سلامت، آموزش و حملونقل هم هست که وقتی همه اینها افزایش مییابد، تامین غذا بسیار دشوارتر میشود. خانوار سردرگم میشود در تعیین اولویتها و ضرورتها و درمیماند که درآمد محدودش را صرف کدامیک کند.
او ادامه داد: بنابراین در چنین شرایطی واکنش بخش بزرگی از جامعه به افزایش قیمت مواد غذایی، چشمپوشی و حذف اقلام غذایی مختلف براساس قیمت است. خروج گوشت و لبنیات و میوه از برنامه غذایی خود بهتنهایی مهمترین شاخص این بحران اقتصادی است که گریبانگیر جامعه ایران است. تبعات این وضعیت تشدید ناامنی غذایی، گرسنگی مزمن و سوءتغذیه است که سلامت جامعه را بهطور جدی تهدید میکند. تهیدستان، زنان، سالمندان، کودکان بهخصوص در مناطق محروم بیشترین رنج و آسیب را از ناامنی غذایی متحمل میشوند.
کاظمی اضافه کرد: سوءتغذیه بهطور جدی سلامت روان را به خطر میاندازد و مشکلات روانی متعددی به دنبال دارد. خطر ابتلا به افسردگی برای افرادی که دچار سوءتغذیه یا ناامنی غذایی هستند ۳۰درصد بیشتر از دیگران است. سوءتغذیه بعضی عملکردهای مغز را مختل میکند. کمبود ویتامینها، مواد معدنی و سایر مغذیها مشکلات سلامت روان مثل اضطراب و افسردگی و مشکلات شناختی و هیجانی را افزایش میدهد. بهطور مشخص کمبود آهن مشکلاتی مثل کاهش تمرکز و اختلال حافظه ایجاد میکند و به دنبال کمخونی فقر آهن خطر اضطراب و افسردگی بیشتر میشود. علائم افسردگی در افرادی که دچار کمبود ویتامین ب۱۲ هستند ۵۰درصد بیشتر است. امگا ۳ که در ماهی وجود دارد برای سلامت مغز ضروری است و کمبود آن باعث اضطراب و افسردگی میشود.
این جامعهشناس مطرح کرد: سوءتغذیه بهطور خاص سلامت روان کودکان و نوجوانان را تهدید میکند و موجب مشکلات توجه و مشکلات یادگیری و وضعیت درسی نامطلوب و همچنین احتمال بالاتر اضطراب و افسردگی در بزرگسالی میشود. مشکلات اجتماعیشدن و رفتاری هم در کودکان دچار سوءتغذیه بیشتر است چنانکه پرخاشگری و رفتارهای تهاجمی و علائم بیشفعالی در آنها افزایش مییابد. در سالمندان سوءتغذیه ریسک ابتلا به دمانس را بیشتر میکند.
وی افزود: بیماران تهیدست و بخشی از طبقه متوسط حالا مجبورند با جایگزینها و مشابهها نیازهای تغذیهایشان را تامین کنند، مثلا بهجای گوشت، پای مرغ یا سویا بخورند. برخی مواد غذایی مثل لبنیات و میوه را بهجای مصرف روزانه، به مصرف هفتگی یا ماهانه یا حتی گاهگاهی تقلیل دادهاند. بعضی به پسماند فروشگاهها روی آوردهاند و بهناچار صیفیجات و میوههای رو به خرابی و گندیدگی که قیمتشان کمتر است، مصرف میکنند، لذت خوردنشان به خرید هر از گاه خوراکیهای مضر مثل نوشابه و پفک و فستفود با کیفیت بد محدود شده است.
کاظمی گفت: هدف تغذیهای به تامین کالری و افزایش مصرف چربی و کربوهیدرات محدود شده است. واقعیت این است که با وجود ناامنی غذایی کار درمانگران برای توصیههای غذایی دشوار شده و باید کاملا حواسشان به وضعیت مالی و اقتصادی بیماران باشد. اغلب توصیههای تغذیهای درمانگران برای بیماران غیرعملی است چون بسیاری از مواد غذایی به اقلام لوکس تبدیل شدهاند.
وی هشدار داد: از جمله آماری که درباره وضعیت سوءتغذیه در دسترس است مربوط به سال۲۰۲۳ است که وضعیت سوءتغذیه در ایران ۵/۶درصد بوده که نسبت به هند و کشورهای آفریقایی و چند کشور فقیر دیگر، ایران وضعیت بهتری دارد ولی در مقایسه با ترکیه، کویت، امارات و عربستان که میزان سوءتغذیه از ۵/۲ تا ۳درصد هستند، وضعیت ایران بدتر است و انتظار میرود با وجود بحران اقتصادی و تورم و گرانی مواد غذایی وضعیت سوءتغذیه بدتر هم شود.

کاظمی تشریح کرد: برای حل مشکل سوءتغذیه و دسترسی عادلانه به غذا باید نظام تولید و توزیع متحول شود. غذا در حال حاضر به یکی از مهمترین ابزارهای کسب سود در جامعه تبدیل شده چون تولید و توزیع آن بهعهده بخشخصوصی است اما وقتی جامعه با بحران و ناامنی غذایی روبهرو است دولت باید مداخله کند و با مشارکت جامعه کلیت تولید و توزیع مواد غذایی اصلی و ضروری را در اختیار بگیرد. تولید متناسب با نیازهای جامعه راهکاری است که ناامنی غذایی را رفع میکند و راه را بر سودجویی از مهمترین حق مردم میبندد. با چنین روشی بخشخصوصی تنها میتواند در صنایع غذایی لوکس و غیرضروری فعال باشد و یارانهاش هم باید قطع شود. سوابق یارانه در مرحله تولید نشان داده که سیستم یارانه به محملی برای سوءاستفاده تبدیل شده و کمکی به کاهش قیمتها نکرده است.
این جامعهشناس در پایان اشاره کرد: موضوع دیگر در شرایط فعلی تمرکز بر نیاز ملی و ممنوعیت صادرات است. در حال حاضر بسیاری از مواد غذایی به طمع درآمد دلاری و به اسم رشد اقتصادی و غرور ملی به خارج از کشور صادر میشود و نتیجهاش کمبود و گرانی در داخل است. واقعیت این است که درآمدی که از این مسیر حاصل میشود نصیب اقلیت سرمایهدار میشود و تاثیری در رشد اقتصادی و آبادانی و رفاه کشور ندارد. کالابرگ، یارانه نقدی، توزیع شیر در مدارس و راهحلهایی از این دست علاوه بر اینکه موقتی و سطحی هستند، هدفشان توجیه نابرابریهای اجتماعی و حفظ وضع موجود است و نه بهبود واقعی زندگی و سلامت جامعه. جامعهای که مبتنی بر عدالت اجتماعی و کرامت انسانی باشد مردمش نیازی به صدقه و خیریه ندارند.
منبع: