بخش زیادی از نسل جوان فعلی ضرورتاً «بیآرمان» نیست، بلکه آرمانهای آنها در فضای عمومی فعلی مورد توجه و بازتاب قرار نمیگیرد. آنها در حال ساختن هویتی جدید، با رویاهایی بزرگ اما در شرایط اقتصادی نامطمئن هستند؛ از این رو، اولویت آنها تضمین زیست فردی است. برخی اقدامات فردی و اشکال تازه کسب درآمد مثل فریلنسری و… نباید صرفاً به عنوان انزوا تلقی شوند؛ بلکه میتوانند شکل جدیدی از مشارکت اجتماعی باشند که در آن، فرد از طریق ایجاد ثبات در دایره نفوذ خود، به جامعه هم خدمت میکند. در نهایت برای حرکت رو به جلو، ضروری است که از برچسبزنی به نسل جوان پرهیز کنیم. تغییرات مشاهدهشده در هویت و رفتار آنها، واکنشهای ناگهانی نیستند، بلکه نتایج منطقی زندگی در بستر تغییرات بنیادین اقتصادی و فرهنگی است. فرار از سنت همیشه به معنای نفی ریشهها نیست، بلکه تلاشی برای ساختن هویتی مدرن و متناسب با زندگی امروز است. راه حل در شناخت دقیق این تفاوتها و یافتن فصل مشترکها نهفته است.
به گزارش نبأخبر،بسیاری از افراد جامعه به ویژه والدین، مسئولان، سیاست گذاران فرهنگی و… در موقعیتهای مختلف احساس میکنند بخش زیادی از نسل جوان را نمیشناسند؛ در مقابل این نسل هم حس میکند درک نمیشود؛ علت این شکاف چیست؟
در موقعیتهای مختلف گاهی این سوال در ذهن خیلی از بزرگ ترها، والدین یا شاید مسئولان شکل میگیرد که «چرا نسل جدید را نمیشناسیم؟» این پرسش محوری، شکاف عمیقی را نشان میدهد که میان نسل جوان و ادراک نسلهای پیشین وجود دارد. امروزه جوان ایرانی را میبینیم که به وطنش عشق میورزد، اما در گفتوگو از کلمات انگلیسی بهره میبرد؛ به طور فزایندهای بر سلامت و زیبایی بدن خود متمرکز است و همزمان در بسیاری از مواقع ازمشارکت اجتماعی رسمی فاصله میگیرد. این تناقضها موجب شده تا نسل حاضر اغلب با برچسب «بدون آرمان» یا «ناامید» شناخته شود. اما آیا واقعاً آرمانی در بیشتر اعضای این نسل وجود ندارد، یا آرمانهای آنها در ساختارهای موجود جایی برای بروز نمییابد؟ جامعه و بسیاری از جوانان یکدیگر را درک نمیکنند شاید برای اینکه معیارهای ارزشی جابه جا شدهاند: برای نسل پیشین، ارزشهایی چون وفاداری، مسئولیتپذیری جمعی و سنت اولویت داشت؛ اما برای بسیاری از جوانان امروز، امنیت فردی، رشد فردی و آزادیهای شخصی در اولویت قرار گرفته است. حتی مفهوم جوانی هم تغییراتی داشته، برای همین شاید بد نباشد برای درک این نسل کمی بیشتر فکر کنیم و سراغ شاخصهای تازهای برویم. این پرونده تلاشی است در این مسیر.
کلید شناخت نسل جوان
برای درک بهتر نسل جوان باید بدانیم جوانی صرفاً یک مرحله سنی نیست که هرکس در آن وارد شد جوان باشد و وقتی از آن سن عبور کرد جوان نباشد. جوانی یک سازه اجتماعی پیچیده است که از تعامل فرد با ساختارهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و رسانهای شکل میگیرد. ناتوانی در درک جوانان نه فقط ناشی از تفاوت نسلی است، بلکه از تغییرات عمیق در مفهوم هویت، ارزشها و روشهای بیان خود است. در گذشته، هویت جوانی به طور معمول از طریق تخصیص به یک طبقه اجتماعی، گروه فرهنگی یا خردهفرهنگ تعریف میشد. اما در عصر حاضر در مواجهه با پدیده جهانی شدن، ساختارهای قبل دیگر به اندازه گذشته قدرت توصیفی ندارند. جوانان امروز در یک فضای چندگانه، پیچیده و بعضاً متناقض هویتیابی قرار دارند؛ این تناقضها نشانه بیارزشی یا ناامیدی نیست، بلکه نشاندهنده چندتکه بودن هویت و بحران هویت در محیطی است که سنتها در حال تغییر و فشار استانداردهای بیرونی در حال افزایش هستند. یکی از مهمترین عوامل شکلگیری هویت جوانان امروز، مصرف است. مصرف دیگر فقط ابزاری برای تأمین نیازهای مادی نیست، بلکه ابزاری برای بیان هویت، تمایز و ایجاد هویت موقت است. لباس، موسیقی، اپلیکیشنها، سفرها و حتی رفتارهای روزمره، همه بخشی از یک سبک زندگی هستند که افراد از طریق آنها خود را نمایش میدهند. این سبک زندگی، نه تنها ترکیبی از انتخابهای شخصی است، بلکه نتیجه تعامل با سیاستهای اقتصادی، سیستمهای آموزشی، رسانهها و فضای مجازی است. در این میان، خردهفرهنگها اغلب به عنوان نماینده هویت جوانان در نظر گرفته میشوند. اما این تصور لااقل درباره جامعه ما اشتباه است. خردهفرهنگها اکنون بیشتر نوعی مصرف گرایی هستند، نه گویای تعلق خاطر جوانان به یک نظام فکری غلط یا درست. بنابراین، برای درک واقعی جوانان امروز، باید از رویکردهای سنتی خارج شد. سبک زندگی (لایف استایل)، ابزاری قدرتمندتر و جامعتر برای شناسایی جوانان است، زیرا ترکیبی از ارزشها، رفتارها، مصرف، فضای مجازی، تجربیات روزمره و تمایلات فرهنگی است. در نتیجه، برای شناخت جوانان، باید از تحلیل سبک زندگی به جای تبعیت از طبقات سنتی شروع کرد. این رویکرد، نه تنها درک دقیقتری از جوانان ارائه میدهد، بلکه پایهای برای سیاستهای مؤثرتر در حوزههای آموزش، اشتغال، سلامت روان و فرهنگ فراهم میکند.
آیا نسل جوان فقط به خودش اهمیت میدهد؟
شناخت هویت و درک رفتار اجتماعی جوانان مستلزم تحلیل چرایی کاهش مشارکت اجتماعی آنهاست. اینکه چرا احساس میشود نسل جوان اولویت بیشتری برای خودش قائل است تا منافع کلان جمعی؟ فردگرایی که اغلب به عنوان یک ویژگی منفی معرفی میشود، در واقع میتواند نوعی پاسخ به فقدان احساس تعلق نسبت به ساختارهای موجود باشد. وقتی بخش زیادی از نسل جوان احساس میکند آنچنان که باید دیدگاهها، منظومه شناختی، توانمندیها و رویاهایش بازتابی در شیوه اداره جامعه نداشته، تلاش میکند کلاه خودش را سفت بچسبد و دنبال منافع خودش باشد. شکاف نسلی در این نقطه اوج میگیرد، نسلهای قدیمی، دوری جوانان از تعهدات جمعی را مشاهده کرده و آن را «بیارزشی» تلقی میکنند. در مقابل، جوانان احساس میکنند درک نمیشوند، چراکه ارزشهایی که اکنون برای بقا و معنایابی فردی اولویت یافته، در ساختارهای رسمی مورد توجه نیست. بخش بزرگی از این کنارهگیری ناشی از کاهش سرمایه اجتماعی است. اعتماد عمومی به نهادها، همکاریهای مدنی و حس تعلق واقعی به جامعه تا حد زیادی تضعیف شده است. وقتی جوان دائم با نگرانی نسبت به آینده مواجه میشود، این حس در او تقویت میشود که مشارکت در تصمیمگیریهای کلان، تلاشی بیهوده است و تأثیری بر آینده او نخواهد داشت. در چنین فضایی، تمرکز بر تضمین منافع فردی تبدیل به استراتژی جوان میشود. نسلهای پیشین برای «نجات دنیا» یا اهداف جمعی بزرگ تر بسیج میشدند؛ اما بسیاری از جوانان امروزی به دنبال امنیت روانی و اقتصادی فردی خود هستند. اولویت اصلی آنها تأمین امنیت اقتصادی و روانی خود در جهانی پر از عدم قطعیت است.
ریشههای یک تغییر بزرگ
اما چه شد که بخشی از نسل جوان دنبال اولویت دادن به منافع فردی و داشتن نقشهای برای موفقیت خودش رفت؟ باید ریشههای این تغییر را در جهانی شدن و تأثیر آن بر ساختار مصرف جستوجو کرد. جهانی شدن فارغ از برخی مزایا و بسیاری معایب، دسترسی بیسابقهای به هنجارها و ایدهآلهای فرهنگی سراسر جهان فراهم آورده است. این امر انتظارات جوانان را به شدت تحت تأثیر قرار داده و هویت فردی را در تقاطع فرهنگ محلی و الگوهای جهانی قرار داده است. در این بستر، سبک زندگی به محور اصلی تعریف فرد تبدیل میشود. سبک زندگی دیگر صرفاً درباره انتخابهای فردی نیست، بلکه شیوهای است که فرد از طریق آن، مصرف میکند و هویت به دست میآورد. این امر توضیح میدهد که چرا تحلیل بر اساس طبقه اجتماعی قدیمی (یعنی شیوه کسب طبقه اقتصادی و اجتماعی) یا خردهفرهنگهای محدود دیگر کارآمد نیست. علاوه بر جهانی شدن عوامل دیگری میتوانند اثرگذار باشند از جمله تغییرات ساختاری در نهاد خانواده (از خانواده گسترده به هستهای) اشکال تازه رسانه به ویژه نفوذ اینترنت و رسانه و… همچنین یکی از مهمترین شئون تغییر در سبک زندگی و نگاه جوانان به دنیا بحث تغییر در مفهوم بدن است که از جسمی برای گذران زندگی به عنوان متن فرهنگی و ابزار اصلی تجربه زیسته تبدیل شده و راوی تغییرات جامعه، فرهنگ و هنجارهای تازه است. طوریکه بدن نسل جوان نقش مهمی در فردیسازی هویتشان دارد. بدن دیگر صرفاً محمل بیولوژیکی نیست، بلکه ابزاری فعال برای بیان هویت و موقعیت در جهان مصرفگراست. سبک زندگی جدید، بر مراقبت، نمایش و بهینهسازی مداوم بدن تأکید دارد (مانند زیبایی، تناسب اندام، فشن). این تمرکز، بازتابی مستقیم از انعکاس جامعهای است که در آن اعتماد به نهادهای اجتماعی کاهش یافته و تنها راه تثبیت ارزش فرد، در کنترل و نمایش موفقیتآمیز نمادهای بیرونی (که بدن یکی از آنهاست) دیده میشود. بدن تبدیل به سرمایه قابل مشاهده در بازار اجتماعی شده است. اما چرا همه این عوامل اینقدر سریع روی این نسل جواب داد تا متفاوت شود؟ برای تحلیل این سرعت تحول در سبک زندگی نسل جوان، میتوان از مفهوم «عادتواره» استفاده کرد. عادتواره، که چارچوبهای درونیشده ادراک، تفکر و عمل ما هستند، در اثر تغییرات محیطی بازسازی میشوند. در جامعه ایران، جهانی شدن و نفوذ رسانهها، عادتوارههای مربوط به مصرف، اوقات فراغت، انتظارات شغلی و تعریف موفقیت را به شدت تغییر داده است. این تغییر در عادتوارههای بنیادین است که هویت جوانان را به سمت فردگرایی و تمرکز بر امنیت روانی و اقتصادی سوق داده و تعهدات جمعی سنتی را کمرنگ کرده است. شناخت این تغییرات در عادتوارههای ساختاریافته، کلید درک رفتار امروزی بسیاری از جوانان است.
نسلی که بازتاب زمان خودش است
بخش زیادی از نسل جوان فعلی ضرورتاً «بیآرمان» نیست، بلکه آرمانهای آنها در فضای عمومی فعلی مورد توجه و بازتاب قرار نمیگیرد. آنها در حال ساختن هویتی جدید، با رویاهایی بزرگ اما در شرایط اقتصادی نامطمئن هستند؛ از این رو، اولویت آنها تضمین زیست فردی است. برخی اقدامات فردی و اشکال تازه کسب درآمد مثل فریلنسری و… نباید صرفاً به عنوان انزوا تلقی شوند؛ بلکه میتوانند شکل جدیدی از مشارکت اجتماعی باشند که در آن، فرد از طریق ایجاد ثبات در دایره نفوذ خود، به جامعه هم خدمت میکند. در نهایت برای حرکت رو به جلو، ضروری است که از برچسبزنی به نسل جوان پرهیز کنیم. تغییرات مشاهدهشده در هویت و رفتار آنها، واکنشهای ناگهانی نیستند، بلکه نتایج منطقی زندگی در بستر تغییرات بنیادین اقتصادی و فرهنگی است. فرار از سنت همیشه به معنای نفی ریشهها نیست، بلکه تلاشی برای ساختن هویتی مدرن و متناسب با زندگی امروز است. راه حل در شناخت دقیق این تفاوتها و یافتن فصل مشترکها نهفته است.